محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )
3
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )
پائين اجتماع ، ممنوع و محروم بودند . روى اين زمينه گرفتاريها و نابسامانىهاى اجتماعى را نميتوانستند بطور واقعبينى درك نمايند ، چون اجتماعى كه آنان در آن بزرگ شده بودند غير از اجتماعى بود كه تودهء مردم در آن بسر ميبردند : آنان ، درد و رنجى نكشيده ، بيدادگرى و ناراحتى را تحمل ننموده ، تلخى گرسنهگى و بيچارهگى را نچشيده بودند . فقط شنيده بودند اما : « شنيدن كى بود مانند ديدن » لكن محمد ( ص ) زندگيش را در ميان همان مردم گذرانيد : همهجا را ديد ، با همهگونه افراد تماس داشت ، رنجها و سختىها را تحمل كرد و همهجور زندگى را از نزديك ديده و خود در آن شريك بود اما او بر خلاف مردم معاشرش بود . او بديدهء ديگرى به آن اجتماع مينگريست . وى ، انديشهء ديگرى در سر داشت ، با دقت كامل اوضاع را بررسى ميكرد ، و از آن ، نابسامانيها رنج بسيارى ميكشيد . او مينديشيد ، كه آيا روزى خواهد شد ، كه وى نيروئى بهمرساند ، كه به بدبختيها خاتمه دهد ؟ آيا هنگامى فراميرسد كه قانون خرد و انسانى بر جامعه حكومت كند ، اين هرجومرج و فساد ريشهكن شود و اجتماعى نو پديد آيد ، كه در آن پرچم خداشناسى ، دادگرى ، تساوى حقوق ، آرامش ، برادرى ، نوعدوستى ، امانت ، راستى ، درستى ، وفا ، صميميت ، پاكى دلسوزى ، وظيفهشناسى ، دانش ، بينش ، پرهيزكارى ، اخلاق نيكو ، و ، و ، و ، به اهتزاز درآيد ؟ اجتماعى كه در آن بتپرستى ، انسانپرستى ، ستم ، تجاوز به حقوق ، نژادپرستى ، جنگ ، زدوخورد ، تشويق برادركشى ، رفاهيت و آسايش طبقهء ويژه ، و محروميت ديگران ، خيانت ، يغماگرى ، دروغ ، نادرستى ، بىوفائى ، نيرنگ ، دغلبازى ، ناپاكى ، بىبندوبارى ، در انديشهء خود بودن ، شانه از زير بار مسؤوليت تهى كردن ، نادانى ،