محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

92

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

ميكشت و چون بنام خونخواهى فرزندان رسول ( ص ) قيام كرده بود ، قدرت فراوانى پيدا مينمود ، و پشتيبان زيادى بدست ميآورد ، چنان كه مردم را تحريك بكشتن عثمان نمود ، و بخونخواهى او قيام كرد ! 4 - نتيجه مساوى است : گرچه معاويه با امام ( ع ) صلح نمود ولى مقصود او صلح و بيعت نبود : زيرا همانطورى كه مادر معاويه قبلا جگر حمزه را هدف خود قرار داده بود هدف معاويه نيز جگر امام بود . هدف معاويه ريختن خون فرزندان رسول بود تا كينهء خود را از اسلام و پيغمبر تسكين نموده قلبش خنك گردد . اگر هدف معاويه جگر امام ( ع ) نبود ، چرا نسبت بآنحضرت پس از صلح خدعه نمود ؟ ! جاى ترديد نيست كه امام ( ع ) از زهر معاويه از دنيا رفت و تاريخ نكبت و عار و كفر و دشمنى او را با خاندان رسالت ( ع ) و ظلمها و گناهان او را ثبت كرد و كرامت امام ( ع ) و عظمت و اخلاص او را بدين خدا و لطف نسبت بپيروان پيغمبر ( ص ) را دربارهء آنحضرت ضبط نموده . بدون ترديد صلح امام حسن ( ع ) رحمت و نعمتى براى آنحضرت و پيروان پدرش و لعنت ابدى براى معاويه بود . بنابراين عظمت مخصوص فكر و حكمت و دورانديشى امام ميگردد . همانطوريكه معاويه اراده كشتن امام حسن را داشت ، يزيد نيز قصد كشتن حسين ( ع ) را نموده بود ، خواه حسين با او بيعت كند ، يا صلح ! بهترين دليل اين است كه پس از كشتن حسين گوش و بينى حسين و اصحابش را بريده اموال او را غارت نموده ، خيامش را آتش زدند ، اطفالش را شهيد كردند ، زنانش را اسير نمودند ؛ غل و زنجير به گردن و پاهاى مريضان نهادند ، سرها را بالاى نيزه كردند ، كشته‌ها را در بيابان بدست خورشيد و باد سپردند ، زنان داغديده را از كنار كشتگان عبور دادند ، با سر بريده حسين ( ع ) چه معامله‌ها كردند و . . . اين گونه جنايات و امثال آن گواه روشن مطلب است . آنچه از يزيد ظاهر گرديد كاملا اثبات مىكند ، كه بحث تنها علاقه بحكومت و سلطنت نبود ، مسئله صلح و بيعت نبود ، بلكه مسئله بسيار مشكل و عميق‌تر بود . فقط موضوع ، شفا يافتن قلبهاى پركينه بود ، كه از دين خدا و محمد بن عبد اللّه ( ص ) به درد آمده بود . و كشته شدن حسين ( ع ) لعنت ابدى براى يزيد ببار آورد و مانند