محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
86
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
جوابى شيرين و محكمتر از اين نميشود : زيرا معاويه خواست على را مذمت كند ، ولى امام حسن ( ع ) به او فهماند ، كه لعنت مخصوص كسانى است كه سزاوار آن هستند و آنان معاويه و پدر او كه دشمنترين دشمنان خدا و رسول هستند ، مى باشند . آرى آنها مادر معاويه هند جگرخوار و جدههاى او كه داراى پرچمهاى فاحشگى بودهاند ميباشند . مردم صحت اينجواب و شيرينى آن را تصديق كردند و شرافت حسن ( ع ) و و عظمت او را تصويب كرده و به پستى معاويه اقرار نموده و با امام مجتبى ( ع ) لعنيكه در اجتماع ما هنوز تكرار مىشود ، و تا گويندهاى روى زمين هست ادامه دارد تكرار كردند . علل صلح امام حسن ( ع ) علل صلح امام حسن ( ع ) در اسباب زير خلاصه مىشود : 1 - سستى اهل عراق و بىاعتنائى آنان نسبت بامير المؤمنين ( ع ) : زيرا آنگاه كه معاويه در منازل آنان دست بقتل و غارت و كشتار مردان و غارت زنان زده بود ، هيچگونه اقدامى عليه معاويه نكردند ! امام ( ع ) آنان را دعوت بنهضت ميكرد و با بيان حكيمانه و بليغ خود ، آنان را وادار بمبارزه مينمود ، غير از تلون و رنگبرنگ شدن انعكاسى نشان نميدادند ، تا آنكه على ( ع ) طلب مرگ خود را نمود ، و عجلهء كشته شدن خود را داشت - چنان كه قبلا يادآورى شد - وقتى حال عراقيان با على ( ع ) چنين باشد ، بدون ترديد نسبت بفرزندش نيز بىاعتنائى نموده و هنگام كوشش و جديت سر به زير انداخته از جنگ شانه تهى كرده و هنگام شعلهور شدن آتش جنگ ، آنحضرترا رها ميكردند ! در مقابل اين لشكر سرد و ضعيف لشكر معاويه نسبت برئيس خود بهتر از انگشتان معاويه بفرمان معاويه بودند : زيرا هر دستورى ميداد بدون پرسش و سؤال اطاعت ميكردند و اگر در موضوعى كوتاهى ميشد ، كوتاهىكننده مورد عقاب معاويه قرار مىگرفت . 2 - بيشتر پيرمردان و رؤساء طوائفيكه با امام مجتبى ( ع ) بيعت كرده بودند علاقهمند بثروت و مقام بودند . روش آنها اين بود كه اگر از ثروت و منصب برخوردار ميشدند راضى بودند و اگر غنيمتى و يا مقامى بدست آنها نميافتاد غضبناك ميگريدند . روش اين دسته نسبت به حضرت مجتبى ( ع ) همانند روششان نسبت به حضرت