محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
74
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
و آنان را در ناراحتى قرار دهى اموال دوستان على را غارت كنى ، آنگاه كه داخل مدينه شدى به آنان بفهمانى با جان آنان بازى ميكنى ، به آنان بگو عذر دوستى على و يا بيزارى از او براى شما فائدهاى ندارد ! . معاويه با اين گونه پند و اندرزها ! دستههاى اخلالگر خود را اعزام مينمود ، چنانچه نقل شد بسفيان بن عوف ميگويد : هركه را ديدى بكش و منزلها را خراب كن و اموالرا غارت نما و ببسر ميگويد : مردم را از شهر آواره كن ، و بترسان و غارت نما و به همين دستورات بضحاك و امثال او دستور ميداد . اين دزدها براى اطاعت رهبر ، و افزودن بر جنايات خود ، و اظهار كينه و حسادت نسبت بجامعه انسانيت از خونريزى و كشتار خوددارى نميكردند . بسر بمدينه رسيد و باهل مدينه دشنام داده ، و آنانرا تهديد بقتل و شكنجه نموده و خانههاى زيادى را سوزاند ، در ميان خانههاى سوخته شده خانه زرارة بن حرون و عمرو بن عوف و رفاعة بن رافع رزقى « 1 » و ابى ايوب انصارى ميزبان رسول خدا ( ص ) به چشم مىخورد . ( ابن ابى الحديد ج 1 ) مسعودى در ج 3 صفحه 31 طبع 1948 مينويسد : « بسر در مدينه و بين دو مسجد از خزاعه و غير خزاعه جمعيت فراوانى را كشت و در « صنعاء » جمعيت زيادى را نابود نمود » « هنگامى كه خبر بعلى ( ع ) رسيد جارية بن قدامه را با دو هزار لشكر و وهب بن مسعود را با دو هزار ديگر اعزام نمود هنگاميكه بسر از خبر جاريه مطلع گرديد فرار كرد » . مامورين معاويه روش غارتگرى و خونريزى و حملههاى سخت را به خود گرفته و پس از آن فرار ميكردند و از چشمها مخفى ميشدند ، و على ( ع ) مناسب وسائل ارتباط و رفت و آمد آن روز جنبهء دفاعى به خود گرفته بود . قبل از اينكه بسر مدينه را به قصد مكه ترك كند ابو هريره را فرماندار مدينه نمود و بمردم مدينه دستور داد از او اطاعت كنند . ابو هريره بدعتها و خونريزيهاى بسر را در مدينه مشاهده كرد ( ولى او را بدعتگذار ندانست ! ) ابو هريره مورد توثيق راويان صحاح سته اهل سنت است ، و روايتهاى فراوانى از او نقل كردهاند شايد سبب موثق دانستن او روايتى است كه ( جعل نموده ) و از رسول خدا نقل مىكند : كه « ان لكل نبى حرما و ان حرمى بالمدينة فمن احدث فيها حدثا فعليه لعنة اللّه و الملائكه و الناس اجمعين و اشهد
--> ( 1 ) در جلد 2 اسد الغابه صفحه 178 زرقى ضبط شده است م - ز