محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

6

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

روى تو را به‌بينم و سلام گرم تو را جواب بدهم ، هنوز ورشكستگى من اعلام نشده . من بايد فرار كنم و از ديدن روى تو محروم باشم . . . آه طفلم نيامد ! جوان خوش‌خط و خالم نيامد . مرا بفراق خود مبتلا كرد . نميدانم بدست جاسوسان گرفتار شده و يا دست بخودكشى زده و خود را از بيكارى و فقر نجات داده ؟ آه خوابم تمام شد . قدرتم از دست رفت . . . آه جوان عزيزم بجرم آزاديخواهى زير چرخهاى تانك و زره‌پوش نابود شد ، بر چوبه دار رفت . بمسلسل بسته شد . آتش گرفت . نميدانم چه شده همين قدر ميدانم مرده است و خبر مرگ او را برايم آورده‌اند . اين است گوشه‌اى از نواهاى مختلف صحنه‌هاى اجتماع در زمانهاى گذشته . اين است نمونه فريادهاى جگرخراشى كه همراه فرياد حمايت حيوانات در گوشه و كنار ممالك جهان بلند است . اين است درد دل ستمديدگان جهان در مقابل خودسران و حكومتهاى آدم‌خوار ! اين است فرياد دل ستمديدگان جهان ، از پشت پرده آهنين تا آمريكاى لاتين . نوائى است كه از اعماق دل ملت ستمديده كوبا بلند شد و در گوشه بيانهاى سوزان عربستان از تارهاى قلب آوارگان فلسطين به گوش مىرسد . نوائى است كه از ملت ستمديده ويتنام به گوش ميرسد و چند صباح ديگر از سرزمين مصر و اسرائيل ، يا چين و هند ، يا اندونزى و هلند و ژاپن و كشمير و . . . به گوش مىرسد ! 2 - خودسران تاريخ صحنه‌هائى كه از لحاظ شما گذشت ، گوشه‌اى از صحنه‌هاى سياه و ننگين تاريخ است و روى بشريت را سياه و دامن انسانيت را لكه‌دار كرده است . اين صحنه‌ها است كه خواب نوشين بنى آدم را بكامش تلخ كرده و كاخهاى خونپايه ستمگران را متلاشى ساخته است . آرى تيمور بود كه هزار فرزند شيرخوار را پيشش آوردند و بدينوسيله از او استرحام نمودند ، ولى دستور داد بدن آنانرا زنده‌زنده زير پاى اسبان افكنند ، و شهر را قتل عام كنند . تيمور بود كه در شهر بغداد 8 روز قتل عام كرد و دستور داد 120 هرم از سرهاى بريده بنا كنند . تيمور بود كه در شهرهائى كه فتح ميكرد ديوارى از سرهاى بريده بعلامت