محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

44

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

و براى خدا شريك قائل نشد و در جميع زندگانى خود ، خطاء عمدى و خطاء سهوى از دستش صادر نگرديد . بنابراين رهبر مسلمين و جانشين پيغمبر ( ص ) بايد همانند انبياء داراى مقام عصمت باشند : يعنى از كردار ناپسند از هنگام طفوليت ، تا مرگ دورى بجويند . شيعيان براى اثبات لزوم عصمت رهبر مسلمين ميگويند : رهبر مسلمين همانند انبياء حافظ اسلام و مجرى قوانين آن مىباشد ، اگر مخالفت اسلام و قوانين براى آنها جائز باشد نميتوانند اسلام را حفظ نموده ، و قوانينى كه خود زير پا گذاشته‌اند نميتوانند مجرى آن باشند . اين عقيدهء شيعيان از آيه 119 سوره بقره استفاده مىشود ، كه خدا به حضرت ابراهيم فرمود : « من تو را رهبر مردم قرار دادم ، ابراهيم عرضه داشت : آيا اين منصب ببازماندگان من هم منتقل مىشود ؟ خدا وحى كرد : كه اين عهد من بستمگران نخواهد رسيد » . از اين آيه قرآن استفاده مىشود ، كه امامت و رهبرى مسلمين حق ستمگران و معصيت‌كارانى كه در عمر خود ، براى يك مرتبه ، يا بيشتر ، نافرمانى خدا نموده‌اند نيست . 3 - افضليت : همان‌طوريكه على ( ع ) افضل ياران پيغمبر بوده است بايد رهبر مسلمين در جميع صفات كماليه از زيردستان خود بالاتر باشد : زيرا از نظر عقل و شرع آن‌كس كه دانش و تقوايش بيشتر است نميتواند از كسانى كه از جهت علم و تقوى زيردست او هستند اطاعت كند چنانچه خداى كريم در قرآن مجيد مىگويد : « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » « 1 » اين صفاتيكه شيعه براى رهبر مسلمين و امام خود در نظر گرفته‌اند در هيچ يك از زمامداران و متصديان حكومت ديده نشده و فقط منحصر است بعلى ( ع ) و اولاد او ، از اين رهگذر است كه رهبران حقيقى ، على ( ع ) و اولاد او هستند كه

--> ( 1 ) سوره يونس آيه 36 : آيا كسى كه بسوى حق دعوت مىكند براى رهبرى سزاوارتر است ، يا كسى كه هدايت نميشود ، مگر اين‌كه او را هدايت كنند ؟ شما را چه شده ؟ و چگونه قضاوت ميكنيد ؟ !