محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

35

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

حضرت امير اعتراض كرده باشد ، بلكه خود را به زحمت انداخته و ولايت را ( كه در روايات بوده ) و بايد بحكومت و سلطنت معنى شود بدوستى و اخلاص تفسير كرده و وصى بودن را منحصر بكفن و دفن نموده‌اند ! بالاخره در اين گونه روايات بدون ارتباط با لفظ ، خود را بمشقت و زحمت انداخته و بميل خود تفسير نموده‌اند . جاى ترديد نيست كه اگر يكى از اين گونه احاديث دربارهء يكى ديگر از اصحاب صادر شده بود با آب طلا نوشته ؛ و شرحها بر آن مىنگاشتند . با اين بيان اگر شيعيان داد دوستى على را ميزنند ، و ميگويند رسول خدا ( ص ) تصريح فرموده است و ميگويند : بايد على از گناه معصوم باشد ، همه بخاطر اطاعت رسول خدا است . آن حديث « لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الاعلى » است كه طبرى در تاريخ خود صفحه 17 ج 3 و ابن اثير در كامل خود صفحه 74 ج 3 - نوشته است و حديث « على مع الحق و الحق مع على » است كه ابن ابى الحديد و ترمذى و حاكم نقل كرده‌اند ( بدلائل الصدق مظفر ج 3 ص 303 طبع 1953 مراجعه شود ) . اين گونه احاديث است كه مورد اعتماد شيعه قرار گرفته ، و على را دوست ميدارند . با داشتن اين گونه احاديث راهى براى گمان و تخمين بازنمانده ، و نميتوان از راه عاطفه و تعصب و يا تقليد و وراثت سخن گفت با اين مقدمه سبب تشيع موضوع دين و فرمانبردارى از رسول ( ص ) است ، و مربوط بسياست نيست بلكه مربوط بعلم است و هيچ ربطى بهوى و هوس ندارد . پيدايش تشيع : شيخ ابو زهره در كتاب « المذاهب الاسلامية » صفحه 51 مينويسد : « شيعه قديمترين مسلك سياسى اسلامى است ؛ و اين عقيده سياسى در عصر عثمان بوجود آمد و در خلافت حضرت امير ( ع ) تكميل گرديد . زيرا هرچه بيشتر با مردم مأنوس ميشدند مردم را بعظمت تشيع و استحكام دين و علوم خود آشنا ميساختند » . ديگرى ميگويد : « مذهب تشيع در جنگ جمل بوجود آمد » و شخص ديگرى ميگويد : « كه از پيدايش خوارج آشكار گرديد » . طه حسين در كتاب « على و بنوه » مينويسد : « شيعه در عصر امام حسن ( ع ) حزب سياسى منظمى گرديد » . ولى حقيقت اين استكه پيدايش تشيع دوشادوش تصريح رسول خدا بامامت على بن ابى طالب و اعتقاد عده‌اى از صحابه پيغمبر اسلام ( ص ) كه اعتقاد با فضيلت على داشتند بوجود آمده است .