محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
27
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
اهميت فراوانى قائل هستند ، از اينرو شرائط حاكم را در كتابهاى فقهى و اعتقادى نوشته و در مدارس بدانشجويان دينى تعليم ميدهند و در مساجد براى اهل ايمان تشريح ميكنند ، و در مجالس عمومى و خصوصى براى همهء مردم توضيح مىدهند . شيعه با بيان قاطع ميگويد : هر حاكمى كه به اسم دين حكومت كند و فاقد يكى از آن شرائط باشد دشمن خدا و ملائكه و پيغمبران الهى است . شيعيان در اين بيان خود فرقى بين حكومتهاى شيعى و سنى نگذاشتهاند ، بلكه محكوميت زمامدار غير قانونى شيعه شديدتر است : زيرا با آنچه خود عقيده دارد مخالفت كرده است بلكه شيعيان ( درباره زمامدار قدمرا فراتر نهاده و ) به شرط علم و عدالت زمامدار قناعت نكرده ، بلكه علاوه بر علم و عدالت معتقدند كه تقديم فاضل بر افضل جايز نيست . « 1 » با اين بيان كسانى كه پست زمامدارى را با وجود بهتر از خود قبول كنند ، زمامدار غير قانونى و تجاوزكار خواهد بود . با اين مقدمه بعقيده شيعه حكومت زمامداران فاطمى و بويهى و حمدانى و ايرانى فقط جنبه سياسى دارد ، و هيچ ربطى بدين ندارد ، چنان كه خلفاء اموى و بنى عباس نيز حكومت سياسى بودهاند . ناگفته نماند ، كه شيعه از نظر دينى مانعى نمىبيند كه در اين زمان يا زمانهاى سابق حكومتى براساس اختيار و رضاى مردم بر سر كار بيايد و وظيفهء خود را انجام دهد و نظم و امنيت اجتماع را حفظ نموده و از حقوق ملت دفاع كرده و حدود كشور را نگهدارى نمايد ، ولى اين نوع حكومتها حق دخالت در امور دينى ندارند . با اين بيان منظور ما از لفظ « الحاكمون » ( زمامداران ) در نام اين كتاب تنها حاكم سنى نيست . بلكه همه حكومتهاى ستمگر و خودسر است . ناگفته نماند كه آن همه مصيبتهائى كه حكومتهاى سنى متوجه شيعيان ساختهاند روى علل سياسى بوده ، و ربطى بموضوعات دينى ندارد .
--> ( 1 ) اماميه متفقا ميگويند : كه نميتوان فاضل را بر افضل مقدم انداخت و براى ادعاء خود به آيه 35 يونس ( افمن يهدى ) استشهاد كرده ، و بدنبال اين قاعده شكنجهها و مصائبى بر آنان وارد شده است . مؤلف