محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

252

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

ما به هيچ دينى ومذهبى از اديان ومذاهب وملتى از ملتها حمله نميكنيم ، وبهيچ فردى از افراد اعتراض نميكنيم ، ولى در اين شرائط نميخواهيم كسى بما حمله كند زيرا اگر كسى بما حمله كرد ، ما در كمينگاه نشته ايم . ما اين فصل را بگفتهء رسول بزرگ اسلام ( ص ) ختم ميكنيم ، " يا على لا يحبك الا مؤمن ولا يبغضك الا منافق " : يا على ( ع ) ! فقط مؤمنين دوستدار تو هستند منافقين دشمنان تو . ( 1 ) با اين بيان نفاق سبب دشمنى با على ( ع ) و ايمان سبب دوستى ومحبت اوست ومحال است كه نفاق و ايمان با يكديگر جمع شوند مگر اينكه منافق مؤمن شود و مؤمن منافق گردد . ما شيعيان ايمان به خدا ورسول ( ص ) وكردار حق را بخاطر حق بودن آن از دست نخواهيم داد ، اين عقيده در هيچ تاريخ وزمانى عوض نخواهد شد و روى همين سبب است كه عمال منافق استعمار مارا رها نكرده اند ووعده ى خدا صحيح است كه مى گويد : " لن يضروكم الا اذى وان يقاتلوكم يولوكم الادبار ثم لاينصرون " ( آل عمران آيه 108 ) اهل كتاب نسبت بشما غير از مختصرى اذيت كار ديگرى نمى توانند انجام دهند ، اگر با آنها جنگ كنيد به شما پشت كرده فرار ميكنند و ياورى ندارند .

--> = 1908 ميلادى تصميم گرفت آن را غصب كند وبدنبال اين سوء قصد شروع بفعاليت نمود وتاريخ غير از آنچه كشته اند زمين و ثروت و همه چيز حدود يك ميليون مسلمانان فلسطين را غصب نموده وتاكنون اين عده آواره در زير چادرهاى بيابانى بكمك سازمان ملل وممالك اسلامى در بيابانها بسرميبرند ولى مزارع و باغهاى مركبات ومنازل آنان دردست يهود است . يهود به همين مقدار غصب قناعت نكرده ونقشه تصرف قسمت ديگرى از ممالك اسلامى را مىكند ( براى توضيح بيشتر بكتاب سرگذشت فلسطين مراجعه فرمائيد ) م - ز ( 1 ) علامه حلى كه در تعبير حفناوى " طاغوت الشيعه " است در كتاب " نهج الحق " مينويسد : اين روايت در مسند احمدودر " الجمع بين الصحيحين " و در " الجمع بين الصحاح الستة " موجود است وفضل بن روز بهان در كتاب " ابطال الباطل " كه رد برعلامه نوشته است مينويسد : اين حديث بدون ترديد صحيح است . سپاس خدايرا كه ما را از دوستان على ( ع ) قرار داده وقلبهاى مارا از دوستى پاك پرنموده است . مؤلف