محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
250
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
مقريزى در كتاب " النزاع والتخاصم " صفحه 17 مينويسد : " عبدالملك روى منبر گفت : من خليفه ترسو ومسامحه كار و بى رأى نيستم . " مقصود عبدالملك از ترسو عثمان ومسامحه كار معاويه و از بى رأى يزيد است . " اگر بعقيده حفناوى بخواهيم فتواهاى مروان را بپذيريم بايد حكم عبدالملك را اجراء كنيم ( و آن نترسيدن ومسامحه نكردن ورأى دادن است و نتيجهء اين حكم صحيح نبودن عمليات ديگران است بنابراين ، آنان از نظر عبدالملك ملعونند ) ولى حفناوى همه را دوست مى دارد وبلعن كننده وملعون اعتقاد دارد . اما ابن قتيبه واصفهانى وجاحظ وابن عبدربه و امثال آنان بعقيده حفناوى كتابهاى خود را براى تاريخ ننوشته اند ، بلكه براى گول زدن و خلط نمودن مطالب نوشته اند و گفتار واقدى وطبرى چون بروكلمان آنها را تصديق نكرده بى ارزش و بى اعتبار است . اينها بعضى از مطالب كتاب " ابو سفيان شيخ الامويين " است هرگاه يزيدى كه حسين را كشت وكعبه را سوزاند و مدينه را مباح نمود وبگفته عبدالله بن حنظله بامادر و خواهر و دختر خود همبستر شد و شراب خورد و نماز را ترك كرد زاهد باشد بايد همه اولياء خدا و شهداء وصديقين كافر وفاجر باشند وكفر وفجور منحصر بشبعه وعلاقمندان آنان نباشد . دروغگو كسى است كه احاديث صحيح وثابت را دروغ دانسته و اخبار جعلى ودروغ را صحيح مىداند و مى گويد : پيغمبر فرموده است : سه نفر در نزد خدا امين هستند : 1 - جبرئيل 2 - من 3 - معاويه . حفتاوى مى گويد : جبرئيل برسولخدا ( ص ) عرضه داشت بمعاويه سلام برسان و در باره ى معاويه سفارشهاى خوبى كرد و رسول خدا ( ص ) درباره مادرش هند دعاى بركت نمود ! دروغگو كسى است كه رهبران مسلمين واشخاص مورد اعتماد راويان حديث ومورخين را دروغگو ميداند . دروغگو كسى است كه نسبت زياد بن سميه را بابى سفيان تصحيح مى نمايد دروغگو كسى است كه ميگويد : على ( ع ) هيچ كافرى را نكشت و اگر معاويه نبود اسلام از دست رفته بود وعرب بجاهليت خود بازمى گشت . دروغگو كسى است كه مى گويد : پيغمبر خدا ( ص ) از شر مشركين به خانه ى من ابى سفيان پناه برد . دروغگو كسى است كه مى گويد : آيه مودت شامل ابوسفيان مىشود ، چون ابوسفيان نزديكتر برسول خدا ( ص ) است ولى شامل على ( ع ) وفاطمه ( ع ) وحسن