محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
245
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
آرى هند زن خير خواهى است كه پدر و برادر او در لشگر شرك عليه پيغمبر اسلام ( ص ) در جنگ بدر كشته شدند ! آيا كسى باور مىكند كه در قاره شخصى بگويد : حجاج بن يوسف شخص پرهيز كار وعادلى بوده است ؟ ! حجاج مصلح بزرگى بوده است ، و چون ابو موسى اشعرى على ( ع ) را از خلافت عزل كرده على لايق خلافت نيست و على ( ع ) بود كه سبب قبل ده ها هزار جمعيت مسلمانان گرديد ، و هيچ كافرىرا نكشت . ( 1 ) آيا كسى باور مىكند كه در قاهره كسى بگويد : على ( ع ) عليه حماويه خروج كرد . ومعاويه همانند عمر زاهد وعالم بود وفرزندان على ( ع ) حسن وحسين ( ع ) مستحق قتل هستند : زيرا خيانتار ومجرم بوده اند ، وحسين عليه امير المؤمنين يزيد عابد وزاهد قيام كرده است ؟ ! وى مى نويسد : يزيد آنچه در جنگ " حره " انجام داد وكعبه را آتش زد از بهترين اعمال اوست زيرا واجب بود براى حفظ خود بيش از اين مقدار انجام دهد ولى يزيد چون كريم وحليم بود به همان مقدار اكتفاء كرد . آرى كسى باور نمى كند كه در مصر مركز حمايت اسلام وپايتخت مسلمين كسى اين سخنان كفر آميز را بگويد ، و يك آن زنده باشد . ولى اين شخص پيدا شده است و اين سخنان را گفته و نوشته وانتشار داده وزنده است . مقصود ما اين نيست كه گفتار حفناوى را رد كنيم ، اين فكر اشتباه است : زيرا كسى كه نامهاى مختلف را مخلوط كرده است نبايد حرف او را رد كرد . آيا مىشود حفناوى را رد كرد ؟ حفناوى بر خلاف خدا ورسول ( ص ) ميگويد : زياد بن سميه فرزند صحيح وحقيقى ابى سفيان است و از نظر لغت وشرع ثابت شده است ودربارهء محرم ميگويد شخص صالح ومصلحى بوده ودربارهء مؤمن مى گويد كافر وجنايتكار است ودربارهء عادل ميگويد ظالم وگناهكار بوده است ؟ !
--> = و در كتاب " خيرة الدارين " از كتاب " ربيع الابرار " زمخشرى نقل مىكند كه معاويه منتسب به چهار نفر است : مسافر بن عمر ، عمارة بن وليد ، عباس بن عبدالمطلب ، و مرد سياهى كه نامش را صباح گفته اند . مولف . ( 1 ) از حفناوى نويسنده كتاب صفحه 143 ولى در صفحه 70 مى نويسد : على ( ع ) در روز خندق عمرو بن عبدود را كشت ، نكته اينكه خدا در وصف كفار گفته است كه چشم آنان كورنيست ، بلكه قلبهاى آنان كور است روشن مىشود : ( زيرا حفناوى تناقض گفته است ) . مولف