محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

227

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

آنچه بيشتر ما را بوحشت انداخته و تعجب مىكنيم اين است كه وهابيها معتقد به امام احمد حنبل و اقوال محمد بن عبد الوهاب هستند و محمد ميگويد اركان اسلام 5 چيز است : « شهادت بلا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه ( ص ) و بپاى داشتن نماز و دادن زكات و روزه ماه مبارك رمضان و حج خانه خدا . » « 1 » اين اركان ، همان مطالبى است كه شيعيان بنقلهاى مختلف نقل كرده‌اند و از حد تواتر ميگذرد و زنها و بچه‌ها همه و همه حفظ كرده‌اند ، و علماء اماميه متفق هستند كه تارك حج و نماز و زكات و روزه اگر ترك كردن را حلال بداند كافر است و آنكس كه سستى كند در انجام آن فاسق است و در صورتى كه اصرار به عمل كند و توبه ننمايد قتلش واجب است ، و اين سخن همان عقيدهء حنبلىها است : نويسنده حنبلى در المغنى ج 8 صفحه 132 مينويسد : « يكى از عقائد خوارج كافر دانستن بسيارى از صحابه پيغمبر اسلام ( ص ) و بعد از آنان مىباشد و خون آنان را حلال دانسته و اموالشان را مباح مىدانند و معتقدند كه در اثر كشتن آنان به خدا مقرب ميگردند . در عين اين عقائد ، فقهاء ، آنانرا كافر نمىدانند چون در گفتار خود اجتهاد ميكنند . » بنابر آنچه نقل گرديد كسانى كه شيعيان را كافر بدانند و هم‌چنين خوارجيكه بعضى از صحابه را كافر دانسته و قتل آنانرا براى رضاى خدا جائز مىدانند اگر نگوئيم كافر شده‌اند حتما خطا كرده‌اند . از اين رهگذر است كه محمد بن عبد الوهاب و ابن تيميه تكفير شدند و ابن تيميه به جهت عقيدهء خود زندانى شد ، و در زندان از دنيا رفت . چنان كه قبلا ميگفتند و امروز مىگويند ، كه وهابيه بدعتى است ، كه هيچ ربطى باسلام ندارد . درباره شيعه نيز همين مطلب را گفته‌اند . داستان ابراهيم پاشا جاى ترديد نيست ، كه وهابيها نيز همانند شيعيان در راه عقيدهء خود شكنجه و ناراحتى ديده‌اند چنان كه « پيير كربتيس » در كتاب « ابراهيم پاشا » صفحه 40 طبع 1937 مينويسد : « موقعى كه ابراهيم پاشا بر سعوديها غلبه نمود و شهرهاى آنان را تسخير كرد و در « درعيه » پايتخت آنان وارد شد و همه سرلشكران سعودى تسليم او شدند علماء وهابى را كه حدود 500 نفر بودند دعوت كرد و گفت بايد عده‌اى از شما با من بقاهره بيائيد و با بزرگان سنيها مباحثه كنيد و اسباب اختلاف

--> ( 1 ) رسائل العلمية التسع صفحه 7 طبع 1957