محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
222
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
نتيجه : جنايات عثمانيها منحصر بشهرهاى عربى و مخصوص بشيعيان نبود . عثمانها شيعيان را از كوچك و بزرگ از دستگاههاى دولت اخراج كردند ، و آنانرا از وظائف اختصاصى دينى بازداشتند و نگذاشتند در شهرهاى شام و مكانهائى كه شيعه كم بود اعمال دينى خود را انجام بدهند . اين جريانها و مصائب در مدت 4 قرن و 2 سال ( از 1516 - 1918 م ) ادامه داشت . « 1 » دولت سعودى و شيعيان اكنون در قرن بيستم قرار گرفتهايم . نه حجاج و نه جزار موجود است . ما ؛ در عصر آزادى و علم هستيم ، و در عصر جهل و ظلم نيستيم ما ، در عصر آزادى روزنامه هستيم كه در آن روزنامهها آزادانه تمجيد و يا تنقيد مىكنند ، ما در عصر تلويزيون هستيم كه شكل و رنگ را نمايش ميدهد . در عصر مبارزه براى رسيدن بمريخ هستيم . در عصر ما ، دانشمندان ، بزرگترين مشقتها را مىكشند ، كه براى انسان سلامت و آسايش فراهم كنند و انسان آزادانه در خوراك و لباس و مسكن و سفر و حضر از ابتداء ولادت تا هنگام مرگ آزاد باشد . اين حقائق را دولت سعودى ناديده گرفته ، و ميخواهد مردم همانند صحرانشينان زندگى كنند . جاى تعجب اينجاست كه سعوديها در صحرا مانند صحرانشينان فعلى سوار شتر ميشدند و از شيرش مىخوردند و از پشمش لباس تهيه كرده و از پوستش كفش ساخته و در ميان چادرهاى خود روى خاك مىنشستند و با هزاران عذاب گرفتار بودند . سعوديها فقط دختران عمو و سائر دختران اقوام خود را ازدواج ميكردند ، تا اينكه زندگى آنان عوض شد و به صورت فعلى درآمد و اموال آنان فراوان شد
--> ( 1 ) كوتهفكرى مسلمانان و عمل استعمارگران و عمال آنان در عرض اين چهار قرن مسلمانان را ضعيف كرد ، و بدنبالهء آن سه دولت اسلامى عثمانى و ايران و مماليك به چندين دولت تقسيم گشت ، و قسمتى از سرزمينهاى خود را مانند آذربايجان شوروى و قفقاز كه قبلا از ايران بود ، بدولت شوروى واگذار و مملكت عثمانى تقسيم بفلسطين ، لبنان ، عراق ، اردن ، سوريه و تركيه گرديد . و همهء اين مصائب در اثر ايجاد تفرقه بود ؛ و اكنون كه ممالك اسلامى در راه ترقى و رشد گام برمى دارند ، باز استعمارگران و عمال آنان بفكر اختلاف و ايجاد شكاف بين مسلمين هستند ، و همه روزه مشكلى بر مشكلات آنان ميافزايند ، تا مسلمين روى سعادت نهبينند ، ولى مسلمانان از خواب گران برخواسته و عليه استعمارگران در نبردند و به زودى ، آقائى جهان را اشغال ميكنند . م - ز