محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

213

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

بخش پنجم : پس از بنى عباس دولت بنى عباس پس از متوكل رو بضعف نهاد ، و دولتهاى ديگرى در جهان اسلام بوجود آمد كه در رأس آنان « بويهيين » و « حمدانيين » و « فاطميين » ديده ميشوند . در اثر اين پيش‌آمد فرصتى براى شيعه بدست آمد كه نفس راحتى بكشند ولى با انقراض دولتهاى « بويه » و « حمدان » و « فاطمى » و پيدايش دولت « سلجوقى » وضع شيعيان عوض شد و مصائب عصر بنى اميه و بنى عباس بار ديگر آشكار گرديد . خصوصا در عهد سلاطين ايوبى ناراحتى شيعيان با بدترين وجهى خودنمائى ميكرد . در ميان سلاطين ايوبى صلاح الدين بود كه در قساوت و خونريزى بىباك بود . ما در اين باب قسمتى از جنايات او را كه طفل شيرخوار را پير مىكند بيان ميكنيم : ابو عبد اللّه شيعى نام ابو عبد اللّه شيعى ، فراوان به چشم مىخورد ، و وى را بنام حسن بن احمد بن زكرياى شيعى معرفى كرده‌اند . ابو عبد اللّه داراى علم و فهم و زيركى بود . ابو عبد اللّه اصلا از اهل صنعاء يمن بود و به قصد آفريقا عازم مكه گرديد و آنجا با حاجيان غرب نزديك شد ، و گوش داد ، ديد دربارهء فضائل اهل بيت سخن ميگويند ابو عبد اللّه در اين باره مطالب فراوانى گفت و آنانرا سرگرم خود ساخت ، چون قبلا تشيع به مغرب رخنه كرده بود ، غربيان ابو عبد اللّه را دوست داشتند و از او درخواست كردند كه با آنان به مغرب برود . ابو عبد اللّه دعوتشان را پذيرفت . چون بقول مقريزى در خطط اهل مغرب علاقهء فراوانى بتشيع داشتند اطراف عبد اللّه را گرفته و او را احترام كردند . اين عمل در سال 288 هجرى انجام گرفت