محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

203

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

عجب از طوس كاندر او بينم * ظلمت و نور و كفر و دين باهم هم در او قبر ننگ انسانى * هم در او قبر سرور عالم « 1 » بگرفته است تربتى پرنور * نزد قبرى پليد و تيره قرار گل سرخ ظريف را چه زيان * گر بنزديك او برآيد خار « 2 » نه رضا ( ع ) را ضرر ز قرب رشيد * نه رشيد از جوار او در سود هست هركس رهين كردهء خويش * چه خليل خداى و چه نمرود « 3 » زكى در شعر دعبل امام رضا ( ع ) و رجس هارون الرشيد است . دعبل در شعر خود بنى اميه را در كشتار خود معذور دانسته كه دليل عليه بنى عباس روشنتر باشد ، زيرا بنى اميه از ابتداء سلطنت خود دشمنى خود را آشكار كردند و گفتند : با على ( ع ) و اولاد او مخالفيم ولى بنى عباس در هنگام مبارزه با بنى اميه با پسر عموهاى خود در يك جبهه انقلاب كردند و شعار آنان بدست آوردن خشنودى آل محمد ( ص ) بود . قبلا يادآورى شد كه بنى عباس بنفع رهبر معينى مبارزه نمىكردند ولى هنگامى كه سلطنت بدست آنان افتاد ، ديكتاتورى را پيشه خود ساخته ، و جنايتكار گرديدند ، و روش آنان مانند روش جنگجويان و دزدان مسلح گرديد . دعبل خزاعى ميگويد : اگر بنا شد روزگار مىخنديد ، ميگفتيم خدا او را قدرت خنده ندهد : زيرا آل احمد ( ص ) تحت ظلم و شكنجه قرار گرفته‌اند . « 4 » آل احمد ( ص ) از منازل و شهرهاى خود تبعيد گرديده و گويا جنايتى كرده اند كه قابل بخشش نيست ! « 5 » اشعار مصيبت دعبل مشهور بقصيده « تائيه » و بقول يكى از ادباء عصر قصيده « ذائعه » ( مشهور ) و « نائحه » ( مصيبت‌بار ) ، طومار محكمى از جرائم و جنايات بنى عباس است قصيده تائيه يك سكه تاريخى است كه تا ابد باقى خواهد ماند اين قصيده روش خونريزيزى وحشتناك بنى اميه را منعكس ساخته است . ما در بين شعرا و انقلابيون و نوحه‌سرايان مانند دعبل بخاطر نداريم كه در آن كينه و نفرت را عليه سلاطين اين‌طور آشكار ساخته باشند .

--> ( 1 ) قبر ان فى طوس خير الناس كلهم * و قبر شرهم هذا من العبر ( 2 ) ما ينفع الرجسن من قرب الزكى و ما على الزكى بقرب الرجس عن ضرر ( 3 ) هيهات كل امرء رهن بما كسبت * له يداه فخذ ما شئت او فذر ( 4 ) لا اضحك اللّه سن الدهر ان ضحكت * و آل احمد مظلومون قد قهروا ( 5 ) مشر دون نفواعن عقر دارهم * كأنهم قد جنوا ليس يغتفر