محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
19
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
3 - اولين پيروزى : محمد جواد با همهء اين مشكلات مبارزه كرد و روح و اراده فولادين خود را از دست نداد ، و مراحل ابتدائى تحصيلات خود را بپايان رسانيد و تصميم گرفت براى بدست آوردن معلومات بيشترى بعراق رهسپار گردد و از حوزه علميه نجف بهرهبردارى نمايد اما اجراء اين تصميم مشكلاتى داشت : نبود بودجه مسافرت از يكسو و مالياتهاى عقبافتاده پدرش ، كه از وى مطالبه ميكردند از سوى ديگر از مسافرت رسمى محرومش ميساخت . ولى اراده آهنين محمد جواد ، كه با مشكلات تربيت شده بود ، راه حلى براى اين مشكل پيدا كرد ، و اولين پيروزى نصيبش شد : بكمك راننده نيكوكارى مشكل حل شد ، و محمد جواد بدون گذرنامه وارد عراق گرديد و يكسر بنجف اشرف رهسپار شد . محمد جواد پس از ورود بنجف مشغول نحو و صرف و منطق و . . . گرديد ؛ و براى اين منظور از وجود دانشمندان جبل عامل مقيم نجف بهرهبردارى نمود ، و از مجلس درس آيات نجف از جمله شيخ محمد حسين كربلائى و مرحوم آيت اللّه سيد حسين حمامى و حضرت آيت للّه خوئى استفادههاى فراوان نمود . 4 - مرگ برادر ! محمد جواد 11 سال در نجف اشرف با مشكلات و ناراحتيهائيكه دامن عموم حوزههاى علمى شيعه را محكم گرفته است ساخت و بتحصيلات و مطالعات خود ادامه داد ، ولى مصيبتها كه هميشه در كمين تحصيلات وى بود ، و در هر روز بشكلى تازه ظهور ميكرد ، اين مرتبه به صورت مرگ برادر آشكار گرديد و مغنيه را ناچار ساخت كه نجف را ترك نموده ، به وطن اصلى خود بازگردد . مغنيه ناگزير شد پس از مرگ برادر بجاى برادر خود منصب امامت نماز جماعت را قبول كند ، ولى تمام فكرش متوجه مطالعه و كتاب بود ، و از اينكه نتوانست بيش از اين بتحصيلات خود ادامه بدهد سخت نگران بود ، مخصوصا در محيط زندگى مغنيه چون كتاب و كتابخانه و مدرسه وجود نداشت اين ناراحتى بيشتر او را فشار ميداد . محمد جواد همانند بسيارى از پيشوايان مذهبى شيعيان در محيطى قرار گرفته بود كه قدرت خريد كتاب نداشت ، و در صورتى كه از خوراك و لباس خود صرفهجوئى نموده و كتابى ميخريد ، ارزشى براى علم و دانش قائل نبودند .