محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

186

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

هميشه اهل بيت رسول ( ص ) را دوست مىداشتم ولى براى تقرب بهارون الرشيد اظهار دشمنى مىكردم ، موقعى كه هارون الرشيد به مكه رفت ، من همراه او بودم ، موقعى كه بمدينه رسيديم موسى بن جعفر ( ع ) بديدن هارون آمد آن حضرت را احترام نمود و با آن حضرت معانقه كرد ، از احوال او و خانواده‌اش سؤال كرد . هنگاميكه امام ( ع ) برخواست هارون الرشيد ايستاد و با او وداع كرد و او را احترام نمود ، موقعى كه خارج شد به پدر خود گفتم اين شخصيكه شما بيش از همه برايش احترام قائل شديد چه كسى بود ؟ پدرم گفت : اين شخص وارث علوم پيغمبران است اين شخص موسى بن جعفر ( ع ) است اگر علم صحيح ميخواهى پيش اوست . هارون با امام معانقه كرد و بآنحضرت احترام گذاشت و با كمال ادب پيش رويش نشسته و شهادت ميدهد كه وارث علم پيغمبران است ، ولى اين شهادت و اكرام براى او فائده‌اى ندارد : زيرا امام ( ع ) مردم را دعوت ببهشت مىكند و هارون دعوت بجهنم . علم پيغمبران نتوانست واسطه شود ، كه رشيد هنگامى كه ميبيند مردم علاقه‌مند بآنحضرت هستند ، و اظهار اخلاص مينمايند ، آتش كينه‌اش شعله نكشد ؛ و خودخواهى بر او مسلط نگردد . هارون نتوانست خوددارى كند ، و عده بيشمارى از اولاد پيغمبر ( ص ) را نكشد . هنگامى كه مردم علم و دانش و اهل آن را دوست بدارند ، و علاقه‌مند به حق و ياوران آن باشند ؛ گناه موسى بن جعفر ( ع ) چيست ؟ ! آيا بايد موسى بن جعفر ( ع ) نادان شود ، و هم به شكل زن درآيد و هم به شكل مرد و علنا محرمات را مرتكب شود تا اينكه هارون همانطوريكه از « مخارق » و امثال او راضى بود از موسى بن جعفر ( ع ) نيز راضى گردد ؟ ! آيا اگر دشمنى داشته باشى كه فقط وقتى راضى مىشود كه بميرى ، بايد خود - كشى كنى ، تا دشمنت غضبناك نشود ؟ ! حضرت موسى بن جعفر ( ع ) انقلابى عليه حكومت برپا نكرده بود ، و كسى را براى بيعت با خود دعوت نكرده بود ، و كسى را عليه هارون الرشيد تحريك نكرده بود ، و عليه ديگرى نيز كسى را تحريك نكرده بود ، تمام گناه حضرت موسى بن جعفر ( ع ) اين بود كه وارث علوم پيغمبران و امام حق و هدايت و رشيد امام باطل و گمراهى است .