محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
175
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
آيا بكشته شدن مرا تهديد ميكنى ؟ ! به خدا سوگند اگر اسم يكى از آنان در زير پاى من باشد برنميدارم . داود گردن معلى را زد و او را بدار آويزان نمود . حضرت صادق ( ع ) از اين عمل ناراحت شد و عليه داود نفرين كرد هنوز نفرينش تمام نشده بود كه فرياد ناله بلند شد و خبر مرگ داود را آوردند . « 1 » منصور براى فرماندارش نوشت ، كه خانهء حضرت صادق ( ع ) را آتش بزند و آنحضرت را مسموم نمايد . « 2 » لذا حضرت مسموم گرديد و از دنيا رفت . « 3 » منصور باعتراف خودش بيش از هزار نفر از اولاد على ( ع ) را كشت ، و تعداد كشتگان شيعيان بدست او به حساب درنيامده است . منصور در تفنن در ظلم و اختراع انواع شكنجهها و كشتنها مهارت داشت ، و مانند دانشمندان قرن بيستم كه براى تخفيف دردهاى بشر كوشش ميكنند ، و ميخواهند مشكلى از مشكلات زندگى آنان را بر طرف سازند ، منصور نيز براى شفاى كينه خود عذابهائى را اختراع كرد . با تازيانه بر چشمها ميزد ، تا كور شوند ، خانهها را بر سر صاحبانشان خراب ميكرد آنان را در ميان ديوار ميگذاشت ، در ميان كثافت مسمومشان ميساخت ! و . . . هرچه بود ، بايد فراموش نكنيم كه منصور ايمان به خدا داشت ، و در روى زمين جانشين خدا بود ، و با پيغمبر رحمت ( ص ) بستگى داشت ؟ ! حقيقتا منصور رسالت خود را مانند دشمنان دانش و اهل آن انجام داد ! نتيجه : بحث از تاريخ سلاطين مسلمين ما را به اين مطلب مىرساند ، كه اگر منصور و امثال او نبودند حكومت اسلام شرق و غرب عالم را مسخر ميكرد ، و بدون دعوت ، جهانيان اسلام را ميپذيرفتند ، و غير مسلمانى روى زمين پيدا نمىشد . مهدى منصور از دنيا رفت و فرزند او مهدى « 4 » از سال 158 تا سال 169 حكومت
--> ( 1 ) بحار الانوار ج 11 باب احوالات صادق ( ع ) و منصور . ( 2 ) شرح شافيه ابى فراس صفحه 559 ( 3 ) تاريخ الشيعه صفحه 46 نقل از اسعاف الراغبين و الصواعق المحرقة و نور الابصار . ( 4 ) مهدى به امام كاظم ( ع ) عرضه داشت : مردم ميگويند : شراب از نظر *