محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
158
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
سفاح » هزار ماه بود : چون بنى اميه 90 سال و 11 ماه و 13 روز سلطنت كردند ، « 1 » در تفسير راضى نقل شده كه قاسم بن فضل از امام مجتبى ( ع ) نقل كرده : كه رسول خدا ( ص ) در خواب ديد ، بنى اميه مانند ميمون بالاى منبرش رفت و آمد ميكنند ، اين عمل برايش گران آمد . خداى متعال سوره « قدر » ( انا انزلناه . . . ) را نازل كرد و برسول خدا فهماند كه يك شب قدر بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميه است . قاسم ميگويد : وقتى حساب كرديم ديديم سلطنت بنى اميه هزار ماه بود . بهرهبردارى بنى عباس جهان اسلام در آتش عمومى ميسوخت ، و همهء مردم عليه بنى اميه غضبناك بودند و فكر و قلب مردم به چند جهت متوجه اولاد على ( ع ) بود : 1 - آنان از خاندان رسالت و وحى بودند ، و سزاوار بود كه مردم آنان را براى رهبرى و تدبير امور اختيار كنند . مخصوصا انقلابى كه عليه بنى اميه شروع شد ؛ بنام دين و حفظ اسلام بود ؛ و فرزندان رسول خدا ( ص ) امين دين و حافظ اسلام بودند ، لذا آنگاه كه رياست بدست آنان مىافتاد بروش پيغمبر عمل نموده و عدالت را برپا داشته و حقوق را حفظ مىكردند . 2 - شيعيان و اولاد على ( ع ) اولين دستهاى بودند ، كه عليه جنايات بنى اميه و استبداد آنان مبارزه كرده و نام مظلومين و حقوق آنان را بميان آورده ، و از حقوق و رأى مظلومين دفاع نمودند و اولين دستهاى بودند كه بخاطر اين هدف كشته دادند ، و كسى كه ضرر را بپذيرد هنگام منفعت بايد تلافى شود . 3 - پيروان على ( ع ) و فرزندان او دستهء مخالف نيرومندى بودند ، كه مخفيانه عليه حكومت بنى اميه مبارزه ميكردند ، و در راه اين هدف كشته و مال مىدادند ، و مردان آزاده شيعه همانند ائمه اطهار ( ع ) از كشته شدن و شكنجه روىگردان نبودند . بهترين مؤيد ما گفتار ابن اثير در ج 4 ص 330 و 332 است وى مينويسد :
--> ( 1 ) جمع اين رقم بهزار و نود و يك ماه ميگردد و فهرستى كه مسعودى در صفحات 57 - 156 جزء دوم مروج الذهب بدست ميدهد هزار و سيصد و بيست و پنج ماه و 24 روز است و پس از حذف 99 ماه و 13 روز از عصر امام حسن ( ع ) و ابن زبير باز هزار و دويست و 26 ماه و 13 روز ميگردد . با اين بيان سالهاى سلطنت بنى اميه مورد اختلاف مورخين است و قول هزار ماه از مسائل قطعى تاريخ نيست ، تا بتوانيم با سوره انا انزلناه تطبيق كنيم . م - ز