محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

155

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

اشعار كميت ثابت مىكند كه هدف معينى براى خود انتخاب كرده و بدنبال آن ميشتافته است هدف خاص كميت كه در راه آن كوشش ميكرد و رنج ميبرد ، اين بود كه حكومت و سلطنت را به اولاد على ( ع ) برساند ، زيرا اين خانواده براى افراد مملكت خير و بركت آورده و از جنايات و مفاسد جلوگيرى ميكنند ، و همه را شيفتهء خود نموده باعث سعادت ميگردند . اين دسته هستند كه رهائى از عذاب قيامت و غضب خدا بوسيله آنان ميسر است . كميت براى ادعاء خود آياتى از قرآن و روايات و ادلهء عقلى آورده و در شعر خود ذكر ميكرد ، و رأى خود را ثابت مينمود . جاحظ ميگويد : باب استدلال را كميت بنفع شيعيان باز كرد ، زيرا كميت ميگويد : اگر خلافت فقط شايستهء آنچند نفر است اقوام نزديك سزاوارتر و واجب‌تر هستند . « 1 » ميگويند : اگر خلافت به ارث برده ميشد ، حرفت صحيح بود ، من ميگويم : اگر ارث نباشد طائفه « بكيل » و « ارجب » نيز بايد از خلافت سهم داشته باشند . « 2 » كميت درباره اولاد على ( ع ) ميگويد : اولاد على ( ع ) نزديك به كارهاى نيك ، و دور از كارهاى پست هستند ! « 3 » بنى هاشم حق مردم را در مهربانى بهتر از همه اداء ميكنند و هنگام عقل عاقل‌ترين مردم ميباشند . « 4 » دست بخشش را باز گذاشته و ظلم و اذيت به كسى نميكنند . « 5 » روزگاريكه ، وسائل منصرف شدن از اسلام فراهم شده اسلام را اختيار نموده و در راه حفظ آن استقامت ميكنند . « 6 » رهبر و عضو ضعيف اولاد على ( ع ) بهترين بنده‌هاى زنده و مردهء اولاد آدم هستند . « 7 » بنى هاشم طائفه پيغمبر اسلام ( ص ) هستند و من بپاس احترامشان بسيارى از

--> ( 1 ) فان هى لم تصلح لحى سواهم * فان ذوى القربى احق و اوجب ( 2 ) يقولون لو يورث و لو لا تراثه * لقد شركت فيه بكيل و ارجب ( 3 ) فهم الاقربون من كل خير * و هم الابعدون من كل ذام ( 4 ) و هم الارأفون بالناس فى الرأ * فة و الاحلمون فى الاحلام ( 5 ) بسيطوا ايدى النوال و كفوا * ايدى البغى عنهم و الغرام ( 6 ) اخذوا القصد فاستقاموا عليه * حين مالت زوامل الايام ( 7 ) خير حى و ميت من بنى آدم * طرا مأمومهم و الامام