محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

127

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

گرامىتر است سپس صاحب اغانى مينويسد : خالد كافر ، و مادرش نصرانى بود ، و مسيحيان و آتش‌پرستان را مسلط بر مسلمانان ميكرد و دستور شكنجه و آزار ميداد و براى نصرانيها خريد كنيزان مسلمان و ازدواج آنان را جائز نمود . مستشرق آلمانى « فلهوزن » در كتاب « تاريخ الدولة العربيه » صفحه 319 مينويسد : « موقعى كه خالد فرماندار كوفه شد كليسائى براى مادر خود پشت قبلهء مسجد بنا كرد . . . داستانهاى زننده‌اى از او نقل ميكنند كه بدن انسان را ميلرزاند : خالد در اول جوانى خود ، مخنث بود ، « 1 » و وسيله رساندن مردان بزنان بود . خالد مذمت كعبه و پيغمبر ( ص ) و اهل بيتش و قرآن را مينمود و ميگفت : شخص عاقل قرآن را از حفظ نميكند » سپس فلهوزن مينويسد : خالد كافر و فاسق بود . روش بنى اميه اين بود كه كسى را مورد توجه قرار داده و يا فرماندار نمايند كه مانند خودشان كافر باشد و آنانرا بر محمد ( ص ) و آل او ( ع ) و جميع انبياء و مرسلين مقدم بداند . خلاصه بهترين دليل طغيان وليد اعتماد بحجاج ، و تصويب كردار پدرش عبد الملك بود . سليمان بن عبد الملك از يزيد بن مسلم در باره احوال حجاج در روز قيامت سؤال كرد . يزيد گفت : روز قيامت از طرف راست پدرت عبد الملك و از طرف چپ برادرت وليد ميآيد هركجا ميخواهى جاى او را قرار بده . ( وسط هردو ) سليمان بن عبد الملك وليد در سال 96 از دنيا رفت و مدت حكومتش 9 سال و يك ماه بود و بجاى وليد برادرش سليمان بتخت نشست . او مردى پرخور و علاقه‌مند بزن بود . مسعودى مينويسد : « سليمان داراى شكم بزرگى بود ، كه نميتوان خوراك او را حساب كرد . . . در يكروز به اندازه صد رطل عراق غذا مىخورد . ( حدود 36 كيلو ) آشپزها ماهيتابه را ميآوردند در آنها مرغ بريان كرده بود ؛ يك مرتبه مى - بلعيد . مرغ را گرماگرم با آستين خود ميگرفت و جدا ميكرد ! روزى از حمام خارج شده ، و گرسنه بود 20 عدد بچه گوسفند شيرى آوردند ؛ آنچه در ميان شكم آنها بود ، با چهل نان نازك خورد . و چندى نگذشت ، كه غذا حاضر گرديد و با دوستان خود مانند اينكه غذا نخورده است غذا خورد !

--> ( 1 ) مخنث ( بتشديد نون ) بجوانانى گفته مىشود ؛ كه خودفروشى ميكنند .