محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
108
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
آنقدر كه حوادث و داستانهاى تاريخى در اثبات حق مؤثر است عبارات كلامى و قياسهاى منطقى در عين صحت خود ، مؤثر نيست : زيرا وقايع سياسى مانند آلت آزمايشى است كه نتيجه آن قابل ترديد و تحريف نيست . در روزگار معاويه داستانهائى بوقوع پيوست كه اثبات كرد معاويه دنياپرست است ، و على يك مرد الهى . اين نكته را ساليان پيش گفتهاند كه بدى را در مقايسه با نيكى درك ميكنند . معاويه گفت : من با اهل كوفه به جهت سلطنت بر اموال و خود آنان جنگ كردم و مقصود من مبارزه با نماز ، زكات و حج نبود اين جمله معاويه را با جملهء حضرت امير ( ع ) مقايسه كنيد تا نتيجه روشن شود . امام ( ع ) اشاره بكفش خود نموده و مىفرمايد : « اين كفش در نظر من بهتر از سلطنت و جميع دنياست مگر اينكه بتوانم ، حقى را حفظ نموده و به صاحبش برسانم و باطلى را دفع نمايم » . معاويه تصميم گرفت نام امام ( ع ) و اولاد او را از صفحه روزگار براندازد ، و مردم را متوجه دوستى عثمان و بنى اميه كند . براى اين هدف از راه قتل و استبداد و ظلم بمردم پيش ميرفت و اين روش را به حساب سياست و زيركى و مهارت خود ميگذاشت ! . . . ولى نتيجه اين رفتار معاويه به عكس منظورش نتيجه داد ، چنان كه عرب ميگويد : « كالباحث عن حتفه بطلفه » « 1 » اكنون اسم اميه رمز ظلم و فساد و خيانت و قتل و غارت است و نام على ( ع ) پرچم هدايت و حق ؛ و دفاع از مظلومين گرديده است . عبد اللّه بن عروة بن زبير بفرزندش گفت : « متوجه دين باش : زيرا دنيا هرچه را بنا كرد دين خراب مىكند ، و هرگاه دين پايهاى گذاشت ، دنيا نميتواند آن را خراب كند . نگاه بعلى بن ابى طالب ( ع ) كن آنچه گويندگان بنى اميه او را مذمت نموده ، و عيب برايش تراشيدند ، مانند اين بود كه آنحضرت را به طرف آسمان بلند ميكنند » . « به خدا سوگند هرچه بنى اميه براى مردگان خود گريه مىكردند و شعراء آنان مرثيه مىخواندند ، مثل اين بود ، كه براى مردارى گريه نمايند ! » دكتر طه حسين در كتاب خود « على و بنوه » مينويسد :
--> ( 1 ) اين جمله يكى از مثالهاى عرب است ، و براى كسى گفته مىشود ، كه با دست خود گور خود را بكند . ( فرائد الادب المنجد ) م - ز