محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

161

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

صلح تو صلح منست « 1 » - هيچ تاويل و تفسيرى را برنمىتابد و مخالفت با آن نفاق و فساد شمرده مىشود نه تاويل و اجتهاد . آيا معاويه در آلودن عسل به سم و قتل ناجوانمردانه امام حسن ( ع ) و مالك اشتر و عبد الرحمن ابن خالد « 2 » هم اجتهاد بخرج داده ؟ آيا خواندن « زياد » به فرزندى ابو سفيان نيز اجتهاد است در حالى كه پيامبر ( ص ) مىگويد : للعاهر الحجر ؟ ! « فاجر از فرزند ( حرام ) هيچ بهره‌اى ندارد » . با استنباط اين حديث فقها گفته‌اند كه زياد نخستين كسى است كه در اسلام بدروغ به فرزندى گرفته شد « 3 » ؟ آيا معاويه در فريب دادن عبد اللّه بن سلام و

--> ( 1 ) - در منابع پيشين ذكر شده است . ( 2 ) - المقاتل : 43 ، انساب الاشراف : 1 / 404 ، شرح النهج : 4 / 11 و 17 ، ابن كثير : 8 / 41 ، تاريخ الخلفا : 138 ، الاصابه شرح حال امام حسن ، ابن قتيبه : 150 ، الصواعق : 81 ، مروج الذهب در حاشيه الكامل : 2 / 353 و 6 / 55 ، تهذيب تاريخ دمشق : 4 / 226 ، اسماء المغتالين من الاشراف : 44 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 225 ، ابن اثير : 2 / 197 و ابن شحنه در حاشيه ابن اثير : 11 / 132 ، تاريخ الدوله الاسلامية : 1 / 53 ، تذكرة الخواص : 62 ، تاريخ ابى الفداء : 1 / 194 ، الاستيعاب : 1 / 389 ، تاريخ الخلفا سيوطى : 74 . ( 3 ) - در صدد بيان آنچه پيامبر ( ص ) درمورد او و خانواده‌اش همانند حكم ابن ابى العاص و عقبه بن ابى معيط و ديگران گفته نيستيم و فقط به روايت طبرى از حوادث سال 51 و ابن اثير : 202 - 209 و ابن عساكر : 2 / 379 و شيخ محمود ابو ريه : 184 و 85 بسنده مىكنيم كه از حسن بصرى نقل مىكنند كه مىگفت : معاويه چهار خوى داشت كه اگر يكى از آن‌ها را به تنهايى داشت ، براى هلاكتش كافى بود : نخست مسلطكردن كم خردان و سفيهان بر اين امت بود تا آنجا كه بدون مشورت همه امور را در اختيار گرفت در حالى كه بازماندگان صاحب فضيلتى وجود داشتند . دوم : جانشين‌كردن فرزند مست و شرابخوارش بود كه ابريشم بر تن مىكرد و طنبورها مىنواخت . سوم : ادعاى وى مبنى بر اينكه زياد برادر اوست در صورتى كه پيامبر ( ص ) فرمود :