محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )
108
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )
مىپريد . به خدا قسم او نيك مىدانست در پيشگاه كيست . « 1 » هرانسانى از ديدن شخصيتى بزرگ دچار بيم و سرآسيمهگى شده و هراس و ناشكيبايى بر وى چيره خواهد شد . روزى ژرفاى وجود يك اعرابى ، با مشاهده پيامبر ( ص ) به لرزه درآمد . پيامبر ( ص ) به وى فرمود : آرام باش ، من پادشاه نيستم بلكه فرزند زنى هستم كه گوشت خشك مىخورد . « 2 » نويسنده سفينه البحار ذيل واژه « هيب » مىنويسد : فاطمه ( س ) دختر پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : بر پدرم وارد شدم اما از هيبت وى سخن گفتن نتوانستم . على ( ع ) نيز فرموده است : بر رسول خدا ( ص ) وارد شدم . هيبت و جلالى وى را در بر گرفته بود . هنگامى كه در پيشگاه وى نشستم زبانم بند آمد و به خدا سوگند به سخن گفتن توانا نبودم . « 3 » على ( ع ) با آن همه دلاورى و جرأت و با اينكه نزديكترين خويشاوندى را با وى داشت « 4 » و جايگاه وى نزد رسول خدا ويژه بود ، از پيامبر ( ص ) دچار هيبت
--> ( 1 ) - علل الشرائع : 1 / 231 ح 7 ، وسائل الشيعه : 5 / 474 ح 4 . ( 2 ) - سنن ابن ماجه : 2 / 1101 ح 3312 ، المستدرك على الصحيحين : 3 / 48 ، مجمع الزوائد : 9 / 20 ، كنز العمال : 6 / 88 ح 11965 . ( 3 ) - مستدرك سفينه البحار : 10 / 579 ، ذخائر العقبى : 27 ، كنز العمال : 13 / 683 ح 37751 ، البدايه و النهايه : 3 / 418 ، المناقب خوارزمى : 335 . ( 4 ) - امير مومنان در خطبه نامى خود بنام القاصعه ( خطبه 192 ) مىفرمايد : شما مىدانيد مرا نزد رسول خدا چه رتبت است و خويشاونديم با او در چه نسبت است . آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاد و بر سينه خويشم جا داد و مرا در بستر خود مىخوابانيد چنان كه تنم را به تن خويش مىسود و بوى خوش خود را به من مىبوياند و گاه بود كه چيزى را مىجويد سپس آن را به من مىخورانيد . از من دروغى در گفتار نديد و خطايى در كردار نشنيد .