محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
65
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترديدى نيست كه فاعل علت فعل است و علت قوىتر و كاملتر از معلول خود است ، زيرا داراى ويژگىهايى درونى است كه در معلول ظاهر نمىشود . به تعبير ديگر ، علت ، چيزى فزونتر از معلول خود دارد . بعيد نيست مقصود امام عليه السّلام در اينجا تنها تشويق به انجام كارهاى نيك و رها كردن بدىها بوده و به تفاضل فعل و فاعل نظرى نداشته باشد . « 1 » 33 - و قال عليه السلام : « كن سمحا و لا تكن مبذّرا و كن مقدّرا و لا تكن مقتّرا . » ترجمه : بخشنده باش ولى زيادهروى نكن ، و در زندگى حسابگر باش ، ولى سختگير مباش . شرح : « المبذّر » كسى كه مال را نابجا مصرف كند ؛ « المقدّر » آنكه آينده را در نظر مىگيرد . ازاينرو كمتر از درآمد خرج كرده و بقيه را براى زمان نياز
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد مىنويسد : لفظ و معناى عبارت امام را به شعر درآورده و مىگويم : خير البضائع للإنسان مكرمة * تنمى و تزكو إذا بارت بضائعه فالخير خير و خير منه فاعله * و الشّرّ شرّ و شرّ منه صانعه بهترين دارايى براى انسان خصلتى است كه با وجود نابودى سرمايهها ، باز هم به رشد و نمو ادامه دهد . نيكويى نيكو است و نيكتر از آن ، نيكوكار و بدى بد است و بدتر از آن ، بدكار . ممكن است پرسيده شود : چگونه نيكوكار از عمل خود بهتر و بدكار از كردار خويش پستتر است ؛ با اينكه ستايش و نكوهش هر يك ازايندو به سبب كارهايشان است ؟ در پاسخ مىگوييم : نيكى و بدى ، وجودى زنده و توانمند نبوده ، و تنها دو فعل ، يا يك فعل و يك عدم ، و يا دو عدمند . از اينرو ، بدون فاعلى كه آنها را به وجود آورد ، سود و زيانى ندارند و همه چيز به آن ذات زنده بستگى دارد . به همين سبب ، همان زنده توانا برتر يا بدتر از كار خود است . شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 149 .