محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
63
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
جو در آنچه كه خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ و محكم بودن در علم ناميده است . » « 1 » 2 - تنازع و بحث : مراد حضرت ، گفتگوى غيرعالمانه و بىهيچ رهنمود و كتاب روشنى است ؛ چنانكه خداوند مىفرمايد : « و از ميان مردم كسانى درباره خدا بدون هيچ دانش و بىهيچ رهنمود و كتاب روشنى به مجادله مىپردازند . » « 2 » 3 - كجروى و انحراف از حق كه شامل انكار خدا ، دشمنى [ با اهلبيت ] و افراط و غلو [ در حق آنان ] مىشود . 4 - انكار حق از روى عناد و سرسختى . منكر ضرورى دين نمونهاى از آن به شمار مىرود . ( فمن تعمّق لم ينب إلي الحق ) هركس در ذات خدا كاوش و گفتوگو كند براى هميشه سرگردان خواهد ماند و هرگز به رشد و هدايت نخواهد رسيد ، زيرا محدود ، توان درك نامحدود را ندارد . ( و من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق ) گفتوگو و مناقشه غيرعالمانه نتيجهاى جز سرگردانى و گمراهى به همراه ندارد . مجادله با وجود علم به حق و مخفى نمودن آن نيز چيزى جز درويى و دروغى به عمد نيست . ( و من زاغ ساءت عنده الحسنة و حسنت عنده السّيّئة ) هركس از راه هدايت منحرف گردد خوبى را بدى و بدى را خوبى
--> ( 1 ) . « و اعلم أنّ الرّاسخين في العلم هم الّذين أغناهم عن اقتحام السّدد المضروبة دون الغيوب الإقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب فمدح اللّه تعالي اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما و سمّي تركهم التّعمّق فيما لم يكلّفهم البحث عن كنهه رسوخا » . ( 2 ) . وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ حج / 22 : 8 .