محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

6

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

انسان گفتگو مىشود . براى نمونه ، فرمايش ايشان : « گاهى چشم‌ها دروغ مىنماياند ولى آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمىكند » ، « 1 » به « سبب شناخت » كه از بحث‌هاى فلسفى است ، اشاره مىكند . همچنين : « كار مستحب اگر به واجب زيان برساند ، انسان را به خدا نزديك نمىكند » « 2 » در دانش فقه مورد مطالعه قرار مىگيرد . « از ويژگىهاى انسان در شگفتى مانيد كه با پاره‌اى پيه مىنگرد ، با گوشت سخن مىگويد ، با استخوان مىشنود و از شكافى نفس مىكشد » ، « 3 » با فيزيولوژى ارتباط دارد . « چندان كه [ مى توانى و ] درد با تو سازگار است ، با آن بساز » ، « 4 » يك بحث پزشكى است . سخن حضرت درباره اراذل و اوباش « آنان چون گرد هم آيند پيروز شوند و چون پراكنده شوند شناخته نگردند » « 5 » به دانش جامعه‌شناسى مربوط مىشود . به طور كلى ، هر حكمتى كه با نفس و عقل انسان ارتباط دارد ، در روان‌شناسى و هر كدام كه به يك قانون رفتار اشاره مىكند ، در علم اخلاق مورد بحث قرار مىگيرد . دانش‌هاى سه‌گانه بيشتر حكمت‌هاى امام عليه السّلام در نهج البلاغه و ديگر كتاب‌ها در سه علم

--> ( 1 ) . « ليست الرّويّة كالمعاينة مع الإبصار فقد تكذب العيون أهلها و لا يغشّ العقل من استنصحه » حكمت 281 . ( 2 ) . « لا قربة بالنّوافل إذا أضرّت بالفرائض » حكمت 39 . ( 3 ) . « اعجبوا لهذا الإنسان ينظر بشحم و يتكلّم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس من خرم » حكمت 7 . ( 4 ) . « امش بدائك ما مشي بك » حكمت 26 . ( 5 ) . « هم الّذين إذا اجتمعوا غلبوا و إذا تفرّقوا لم يعرفوا » حكمت 198 .