محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

58

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

توكل به همراه برپا داشتن نماز و پرداخت زكات مىداند : « مؤمنان همان كسانىاند كه چون خدا ياد شود دل‌هايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيافزايد و بر پروردگار خود توكل مىكنند ؛ همانان كه نماز را به پا مىدارند و از آن‌چه به ايشان روزى داده‌ايم انفاق مىكنند . آنان هستند كه حقا مؤمنند . براى آنان نزد پروردگارشان رتبه‌ها و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود . » « 1 » فرمايش ديگر امام عليه السّلام در حكمت 226 مبنى بر اين‌كه « ايمان عبارت است از شناخت قلبى ، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح » ، « 2 » به همين معنا و يا نزديك به آن است . راه جمع بين دو دسته از آيات ياد شده آن است كه صرف گفتن شهادتين براى مسلمان به شمار آمدن در دنيا كفايت مىكند ، ولى ملاك حسابرسى در آخرت ، گفتار و كردار باهم است و سخن گفتن به تنهايى كافى نيست . به هر روى ، امام عليه السّلام در اين‌جا از ايمان به شكل عام سخن نمىگويد و مقصودش ايمان ويژه‌اى است كه با پاكى و پرهيزكارى به دست مىآيد . به همين سبب ، از يك‌سو عدل را از پايه‌هاى آن قرار مىدهد و از سوى ديگر ترديدى نيست كه ايمان اعم از عدل است . ايمانى كه امام عليه السّلام از آن گفتگو مىكند بر چهار پايه استوار است : 1 - صبر كه چهار نشانه دارد : نخست : اشتياق به رحمت و بهشت خدا ؛ كسى كه به نعمت‌هاى فراوان

--> ( 1 ) . إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ انفال / 8 : 2 - 4 . ( 2 ) . « الإيمان معرفة بالقلب و إقرار باللّسان و عمل بالأركان » .