محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

53

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

لشكرهاى پياده و سواره خود را گرد آورده‌اند ؛ - دسته‌اى هم ، به جاى آن‌كه با عمل دنيا در پى آخرت باشند ، با عمل آخرت ، دنيا را طلب مىكنند ؛ - و برخى ديگر ، ناتوانى و نبود امكانات ، آنان را از به دست آوردن قدرت محروم كرده و ناچار خود را به زيور قناعت آراسته و لباس زاهدان را پوشيده‌اند . « 1 » با كنار هم نهادن سخن حضرت در اين حكمت و آن‌چه از جاى ديگر نقل كرديم ، مىتوان چنين نتيجه گرفت : زاهد واقعى و راستين كسى است كه دنيا به وى رو آورد ، ولى او از آن رو گرداند . اين فرد با پنهان نمودن زهد خود ، فضيلتى بر فضايل خود افزوده و پاداشى دو چندان مىگيرد . راه نهان كردن زهد نيز آن است كه هرچه را براى افرادى مانند او عادى به نظر مىرسد ، از ديگران بپوشاند و از زهد خود چيزى نگويد . هرگاه بر سر سفره‌اى با غذاهاى لذيذ و گوارا نشست ، مانند ديگران بخورد و به گونه‌اى رفتار نكند كه زهدش به چشم آيد .

--> ( 1 ) . « و النّاس علي أربعة أصناف منهم من لا يمنعه الفساد في الأرض إلّا مهانة نفسه . . . و منهم المصلت لسيفه و المعلن بشرّه و المجلب بخيله و رجله و منهم من يطلب الدّنيا به عمل الآخرة و لا يطلب الآخرة به عمل الدّنيا . . . و منهم من أبعده عن طلب الملك ضئولة نفسه و انقطاع سببه فقصرته الحال علي حال فتحلّي باسم القناعة و تزيّن به لباس أهل الزّهادة » .