محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
45
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نمىگويد و ديگرى آنچه را كه شايسته سپاس است ، رها مىكند و هر دو سهلانگارى كردهاند . در همين زمينه در خطبه 31 ، ذيل « پيش از آنكه فرصت تبديل به غصه شود به سويش بشتابيد » ، سخن گفتيم . 21 - و قال عليه السلام : « لنا حقّ فإن اعطيناه و إلّا ركبنا أعجاز الإبل و إن طال السّرى . » ترجمه : ما را حقّى است كه بايد داده شود و گرنه بر ترك شتران سوار شويم ؛ هرچند شب روى به طول انجامد . شرح : شريف رضى مىگويد : « اين از سخنان لطيف و فصيح است و معنى آن اين است كه اگر حق ما را ندادند ، خوار خواهيم بود ؛ چنانكه ترك سوار ، بر انتهاى پشت شتر مىنشيند ؛ چون بنده و اسير و مانند آن . » « أعجاز الإبل » به معناى ترك شتر است كه سوارى پشت سر سوار ديگر مىنشيند . « السّرى » راه رفتن در شب و در اينجا مقصود مدت طولانى است . همگان اتفاق نظر دارند كه امام عليه السّلام ، خود را از ديگر صحابه نسبت به جانشينى پيامبر شايستهتر مىدانست و براى حق خويش با ديگران به نيكويى احتجاج مىفرمود . سخنان ايشان به صراحت بازگوى اين واقعيت است . امام عليه السّلام در اينجا مىفرمايد : يا حق خلافت با آرامش خاطر و رضايت به ايشان واگذار مىشود و يا بر سر آن رقابت در مىگيرد . در اين صورت ، براى مصلحت اسلام و مسلمانان و جلوگيرى از آشوب و بروز اختلاف صبر مىكند و جنگى به راه نمىاندازد ؛ گرچه سالها بگذرد و دوره چهارم خلافت به او برسد ، چنانكه در عمل نيز چنين شد . برخى گفتهاند : ممكن است مراد