محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
28
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آفريد و هماهنگى بخشيد . او كه هر چيز را اندازهگيرى كرده و در مسير خود به درستى هدايت نمود . » « 1 » 8 - و قال عليه السلام : « إذا أقبلت الدّنيا على قوم أعارته محاسن غيره و إذا أدبرت عنه سلبته محاسن نفسه . » ترجمه : هرگاه دنيا به كسى روى آورد ، نيكىهاى ديگران را به او عاريت دهد و چون از او روى برگرداند خوبىهاى او را نيز بربايد . شرح : منظور از « روى آوردن دنيا به انسان » آن است كه چيزهايى كه سبب غبطه و يا حسد ديگران مىشود به او برسد . « عاريه دادن نيكىهاى ديگران به او » يعنى بيش از منزلتى كه دارد بالا رود . مانند اينكه بدون داشتن شايستگى لازم ، به رياست برسد . ضرورتى ندارد - آن گونه كه شارحان پنداشتهاند - فضيلتهاى ديگران را به او نسبت دهند ، بلكه ممكن است گاهى چنين باشد و گاه نباشد . ملاك اصلى ، بها يافتن بيش از ارزش واقعى است . مراد از « ربودن خوبىهاى فرد از سوى دنيا » نيز كم ارزش كردن داشتهها و گرانبار شدن حق و جايگاه او است . مثالهاى فراوانى براى اين گفته وجود دارد . از جمله اين كه فردى مشهور كتابى مىنويسد . مردم بدان روى آورده و با گرانترين قيمت آن را خريدارى مىنمايند . بدون حساب از او ستايش كرده و همچون دليلى براى حق به كلماتش استشهاد مىكنند ! حال اگر همين كتاب را به فردى گمنام و ناشناخته نسبت دهند ، از آن روى گردانده
--> ( 1 ) . الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى اعلى / 87 : 2 - 3 .