محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

24

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

داشته‌هاى خويش و يا دروغى كه ادعا مىكند بر مردم فخر فروشى كند ، درهاى سرزنش ، مسخره ، خشم و تنفر آنها را بر خود گشوده است . دانشمند حقيقى تواضع كرده و از اشتباه خود بيمناك است . در مقابل ، انسان فرومايه به اهل علم چسبيده ، خود را منشأ حقيقت و راستى مىپندارد . با تتبعى كه در كلام و ديدگاه عالمان انجام دادم دريافتم كه دانشمند حقيقى نظر خود را با احتياط بيان مىكند ، ولى انسان كم مايه با تأكيد و يقين به حقيقت گفتار خود سخن گفته و حرف ديگران را ياوه و بىارزش تلقى مىكند . سرّ اين مطلب آن است كه انسان دانشمند بر عقل خود تكيه مىنمايد ، ولى شخص ضعيف بر احساسات خويش اعتماد داشته و با اشاره آن سخن مىگويد ؛ با اين حال گمان مىكند كه بر اساس عقل و وجدان حرف مىزند و اين همان جهل مركب است . 6 - و قال عليه السلام : « و الصّدقة دواء منجح و أعمال العباد في عاجلهم نصب أعينهم في آجلهم . » ترجمه : صدقه دادن دارويى ثمربخش است و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه‌گر مىشود . شرح : مقصود از « الصّدقة » در اين‌جا هر گونه كمكى است كه نيازى از نيازهاى دنيوى [ ديگران ] را بر طرف نمايد . ممكن است رفع نياز به طور خاص و يا عام باشد . اولى مانند دستگيرى از گرفتار و دومى همچون ساخت دارالايتام و سرپناهى براى آوارگان ، كارخانه توليد غذا ، پوشاك و دارو براى نيازمندان . به راستى كدامين دارو سودمندتر از خدمت به انسان‌ها و رفع