محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
94
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فاز أهل السّبق بسبقهم و ذهب المهاجرون الأوّلون بفضلهم فلا تجعلنّ للشّيطان فيك نصيبا و لا على نفسك سبيلا و السّلام . » ترجمه و اما خواستن تو شام را از من ، من امروز چيزى را به تو نمىبخشم كه ديروز از تو بازداشتم و اينكه مىگويى جنگ ، عرب را نابود گرداند و جز نيم نفسى براى آنان نماند ، آگاه باش آنكه در راه حق از پا درآيد ، راه خود را به بهشت گشايد و آن را كه باطل نابود گرداند ، به دوزخش كشاند . امّا يكسان بودن ما در كارزار و در مردان پيكار ، نه چنين است ؛ كه تو را دودلى است و سعى من همراه با يقين است و دلبستگى شاميان به اين جهان نه بيش از مردم عراق است به آن جهان . امّا گفته تو كه ما فرزندان عبد منافيم ، درست است كه تبار ما يكى است ، امّا اميه در پايه هاشم نيست و حرب را با عبد المطلب در يك رتبت نتوان آورد و ابو سفيان را با ابو طالب قياس نتوان كرد . آنكه در راه خدا هجرت نمود ، چونان كسى نيست كه رسول خدايش آزاد فرمود و خاندانى را كه حسبى است شايسته ، همچون كسى نيست كه خود را بدان خاندان بسته و نه آنكه حق با اوست با خواهان باطل يكسان و يك ترازوست و نه باايمان درستكردار چون دروغگويى دغلكار . بدا پسرى كه پيرو پدر شود و در پى او به آتش دوزخ در شود . از اين گذشته ما را فضيلت بستگى به مقام نبوّت است كه بزرگترين حجّت است . ارجمند را به آن خوار كرديم و خوار را بدان سالار ، و چون خدا عرب را فوجفوج به دين خويش درآورد و اين امّت خواه و ناخواه سر در بند طاعت آن كرد ، شما از آنان بوديد كه يا به خاطر نان يا از بيم جان مسلمان گرديديد و اين هنگامى بود كه