محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
65
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ابو سفيان مايه ننگ و شرمندگى براى معاويه است ؛ نه موجب سربلندى و افتخار ! و آيا جنگ با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مايه سربلندى و افتخار است ؟ ( و أحذرك أن تكون متماديا فى غرة الأمنية ، مختلف العلانية و السريرة ) اى معاويه ! فرمانروايى تو همانند فرمانروايى پدرت گمراهى و تباهى محض است ؛ جز آنكه پدر تو آشكارا با اسلام مىجنگيد ، درحالىكه تو ظاهرا دم از اسلام مىزنى و باطنا در راه شرك گام مىنهى ! ( و قد دعوت إلى الحرب فدع الناس جانبا و اخرج إليّ ) در كتاب « الإمامة و السياسة » آمده است : « امام على عليه السّلام به معاويه فرمود : به چه دليلى ، مردم خون يكديگر را بريزند . مردم را وارهان و يكتنه به مبارزه من بيا ! پس حكومت از آن كسى خواهد شد كه پيروز شود . عمروعاص به معاويه گفت : على عليه السّلام منصفانه با تو رفتار كرد . معاويه گفت : عمرو طمع در رسيدن به خلافت دارى ؟ عمروعاص گفت : تو از رويارويى با على عليه السّلام مىهراسى و مرا به آن متهم مىكنى ! به خدا سوگند با على عليه السّلام مىجنگم حتى اگر هزار بار بميرم . بنابراين عمروعاص با امام عليه السّلام جنگيد و امام عليه السّلام ضربهاى به عمرو زد و او را بر زمين انداخت و عمرو با آشكار ساختن شرمگاه خود از كشته شدن رهيد و امام عليه السّلام از روى شرم و بزرگوارى و خويشتندارى از وى صرف نظر كرد . » « 1 »
--> ( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 127 و نيز نك : وقعة صفين : 406 و 408 و 423 و 424 و 432 ، 462 ؛ كشف اليقين : 157 - 158 ؛ الطبقات الكبرى ، ابن سعد : 7 / 188 ؛ اسد الغابة : 4 / 420 ؛ الكامل فى التاريخ : 2 / 232 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 1 / 20 ، و 2 / 301 و 8 / 53 ؛ صوت العدالة الانسانية : 1 / 82 ؛ الاستيعاب : 64 - 67 ؛ مناقب خوارزمى : 241 .