محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
47
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
قدم نبوده و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است ، كسى را سراغ ندارم چنين ادّعايى كند ، مگر ادّعاكنندهاى كه نه من او را مىشناسم و نه فكر مىكنم خدا او را بشناسد . در هر حال خدا را سپاسگزارم . اينكه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم ، پيرامون آن فكر كردم و ديدم كه توان سپردن آنها را به تو يا غير تو ندارم . سوگند به جان خودم اگر دست از گمراهى و تفرقه برندارى ، به زودى آنها را خواهى يافت كه تو را مىطلبند ، بىآن كه تو را فرصت دهند تا در خشكى و دريا و كوه و صحرا ، زحمت پيدا كردنشان را بر خود هموار كنى . و اگر در جستجوى آنان برآيى ، بدان كه شادمان نخواهى شد و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد كرد . و درود بر اهل آن . واژهشناسى قومنا : قبيله قريش . اجتياح : ريشهكن كردن . و همّوا : قصد كردند . الهموم : غمها . الأفاعيل : بدرفتارىها ، بىحرمتىها ، مردمآزارىها . أحلسونا : ما را وادار كردند . عزم : خواست . حوزة اللّه : دين و شريعت خدا . حوزة النبى : جايگاه و موقعيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله . احمرّ البأس : شدت گرفتن جنگ .