محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

11

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه ( نامه به مردم كوفه به هنگام حركت از مدينه به طرف بصره ، در سال 36 هجرى اين نامه را امام حسن عليه السّلام و عمّار ياسر به كوفه بردند ) از بنده خدا ، على امير مؤمنان به مردم كوفه كه در ميان انصار پايه‌اى ارزشمند و در عرب مقامى و الا دارند . پس از ستايش پروردگار همانا شما را از كار عثمان چنان آگاهى دهم كه شنيدن آن‌چنان ديدن باشد . مردم بر عثمان عيب گرفتند و من تنها كسى از مهاجران بودم كه او را به جلب رضايت مردم واداشته و كمتر به سرزنش او زبان گشودم . امّا طلحه و زبير ، آسان‌ترين كارشان آن بود كه بر او يورش برند و او را برنجانند و ناتوانش سازند . عايشه نيز ناگهان بر او خشم گرفت ، عده‌اى به تنگ آمده او را كشتند . آن‌گاه مردم بدون اكراه و اجبار با من بيعت كردند . آگاه باشيد مدينه ، مردم را يك‌پارچه بيرون راند و مردم نيز براى سركوبى آشوب از او فاصله گرفتند . ديگر حوادث آشوب به جوش آمد و فتنه‌ها بر پايه‌هاى خود ايستاد . پس به سوى فرمانده خود بشتابيد و در جهاد با دشمن بر يكديگر پيشى گيريد ؛ به خواست خداى عزيز و بزرگ . واژه‌شناسى جبهة الانصار : گروه انصار كه در اين‌جا به معناى مطلق ياران است و به معناى خصوص انصار در برابر مهاجران نيست . سنام : بزرگى . إستعتابه : راضى كردن كسى . الوجيف : شتابان دويدن .