محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

98

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

درنمىآورد مگر اين‌كه مراقبى آماده نزد او [ آن‌را ضبط مىكند ] . » « 1 » ( يقول و لا يلفظ ) خداوند سخن را مىآفريند ، همان‌گونه كه پيش از اين گفته شد . ( و يحفظ ) او از همگان مراقبت ، و آنان را تدبير مىكند . ( و لا يتحفظ ) خداوند از چيزى نمىهراسد و نگران نيست تا نيازمند احتياطكارى و نگهبانى باشد ؛ زيرا دليل احتياط و مراقبت ترس از وقوع رخدادى است . هيچ امنيت و آرامشى بدون خداوند و از غير او پديد نمىآيد . او خود نيز خويشتن را چنين توصيف كرده است : « اوست خدايى كه جز او معبودى نيست ؛ همان فرمانرواى پاك سلامت [ بخش و ] مؤمن . . . » « 2 » ( و يريد و لا يضمر ) او نيازمند پنهان‌كارى نيست ؛ چرا كه هرگاه چيزى را بخواهد ، بىدرنگ پديد مىآورد . ( يحب و يرضى من غير رقة ، و يبغض و يغضب من غير مشقة ) بديهى است كه محبت و خشنودى خداوند به معناى نعمت دادن و مهربانى كردن است و خشم و ناخشنودى او به معناى عذاب كردن است . او از هيجانات ناشى از محبت و خشم به دور است ؛ زيرا اينها از صفات ممكنات هستند و خداوند واجب الوجود است . ( يقول لمن أراد كونه كن فيكون ، لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع ) اين بند به آيه زير اشاره دارد : « چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مىگويد باش پس [ بىدرنگ ] موجود مىشود . » « 3 » ( و إنما كلامه سبحانه فعل منه أنشأه و مثله لم

--> ( 1 ) . ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ق / 50 : 18 . ( 2 ) . هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ حشر / 59 : 23 . ( 3 ) . إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ يس / 36 : 82 .