محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
94
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىكند . همچنين بهكار بردن واژه « لولا » در توصيف موجودى به مفهوم نفى كمال است . در نتيجه در توصيف خداوند نمىتوان از اين واژهها استفاده كرد ( بها تجلى صانعها للعقول ) خردها با ابزارها و حواس خود يا آفريدهها و آثار به وجود خداوند پى مىبرند و البته قانون عليت را نيز در اين شناخت به كار مىبرند . ( و بها امتنع عن نظر العيون ) ضمير « بها » به « عقول » بازمىگردد . خردها خود حكم مىكنند كه خداوند با حواس درك نمىشود . پيش از اين در خطبههاى ديگرى نيز در اينباره سخن گفته شده بود ؛ از جمله : « ذهنها او را دريافت مىكنند ؛ اما نه با احساس جسمانى و مادى . » « 1 » ( لا يجري عليه السكون و الحركة ) خداوند به دلايل زير به سكون و حركت توصيف نمىشود : 1 - ( و كيف يجري عليه ما هو أجراه ) خداوند خود خالق حركت و سكون است و بديهى است كه آفريدگار به آفريدههاى خود توصيف نمىشود . فعلهاى بعد از اين بند ( يعود ، يحدث و . . . ) همگى عطف تفسير بر فعل « يجرى » در اين بند هستند . 2 - ( إذا لتفاوتت ذاته ) اگر سكون و حركت در خدا پديد آيد ، ذاتش متغير خواهد بود و گاهى متحرك و گاهى ساكن مىشود ؛ درحالىكه هيچ گونه تغيير و تحولى در خداوند نيست . 3 - ( و لتجزأ كنهه ) توصيف خداوند به حركت و سكون به اين معنا است كه او از آن دو تركيب يافته است و هر مركبى نيازمند اجزايش است
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه : 185 .