محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
69
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گذاشت . ( و باشتباههم على ان لا شبه له ) همه آفريدهها در اين ويژگى مشتركند كه در زمانى نبودند و سپس پديد آمدند . آفريدگار مخلوقات نيز نمىتواند از نوع و شكل آنان باشد ؛ چرا كه هيچ موجودى نمىتواند علت خويشتن باشد . شرح بيشتر اين مطلب در تفسير خطبه 150 گذشت . ( الذي صدق في ميعاده ) عقل حكم مىكند كه دروغ و خلف وعده قبيح است و انجام عمل قبيح از خداوند جايز نيست . ( و ارتفع عن ظلم عباده ) همچنين عقل حكم مىكند كه ستم امرى قبيح است و از خداوند سر نمىزند . ( و عدل عليهم بحكمه ) خداوند در آفرينش و تكليف و پاداش و كيفر در بين بندگان عدالت برقرار كرده است . ( مستشهد بحدوث الأشياء على أزليته ) نظير اين تعبير در آيهاى از قرآن چنين آمده است : « مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانههايى [ قانع كننده ] است . » « 1 » شرح استدلال به اين آيه در تفسير فقره « الدال على قدمه بحدوث خلقه » گذشت . ( و بما وسمها به من العجز على قدرته ) همه موجودات در آسمان و زمين - بهجز خداوند - جهت نقصى در وجود خود دارند . جمادات از كمال حيات محرومند و نباتات از كمال شعور و حيوانات از كمال عقل تهى هستند و انسان به فنا و زوال گرفتار است . افزون بر آن هر ممكن الوجودى به سببى براى پيدايش و بقا نيازمند است . سبب نخستين سلسله موجودات بايد از جهت نقصى تهى و به دور باشد و بلكه بايد از هر جهت كامل بوده و نيز
--> ( 1 ) . إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ آل عمران / 3 : 190 .