محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
68
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شأنا ، سلطانا : تمييز هستند . شرح و تفسير ( الحمد للّه الذى لا تدركه الشواهد ) حواس او را درك نمىكنند ( و لا تحويه المشاهد ) مقصود از مشاهد ، مكانهاست ( و لا تراه النواظر ) و نيز ، مقصود از « نواظر » ديدگان و چشمها است ، و عطف « نواظر » بر « شواهد » از باب عطف خاص بر عام است همچون اين آيه مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ « 1 » كه عطف « ملائكته و رسله و . . . » بر « اللّه » عطف خاص بر عام است . ( و لا تحجبه السواتر ) « سواتر » جمع « ساتر » است به معناى پرده و پوشش ، علت اين است كه امور قابل مشاهده و مكانها و پوششها « الشواهد ، المشاهد ، السواتر » همگى از لوازم امور مادى و قابل درك با حواس پنجگانه آدمى است ، و البته خداوند ، از تمامى اين امور ، پاك و منزه است . ( الدال على قدمه بحدوث خلقه ) موجود حادث به طبيعت خود از سبب كافى براى پيدايش برخوردار نيست ؛ چرا كه در غير اين صورت واجب الوجود مىبود و اين خلاف فرض نخستين است . بنابراين هر موجود حادثى به سببى براى پيدايش نيازمند است كه خارج از وجودش باشد و اين سبب نيز خود چنين است تا اينكه سرانجام سلسله معلولات به سببى واجب الوجود منتهى شود و اگر چنين نباشد ، موجودى به عرصه وجود پا نخواهد
--> ( 1 ) . كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسول او و جبرئيل و ميكائيل باشد [ كافر است ] و خداوند دشمن كافران است . بقره : 98 .