محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
59
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بود كه از انجام محرمات خوددارى كرده و مردم نيز از اذيت و آزار شما در امان باشند و در راه و صراط مستقيم الهى حركت كرد . انسان ، فرزند دنياست رساترين بانگ و بيشترين سخن در نهج البلاغه ، درباره پرهيز از دنيا مىباشد ؛ در حالىكه بىگمان انسان زاده زمين و جزئى از طبيعت است و بىشك طبيعت دنيا بر او اثر مىگذارد و حتى حيوانات و گياهان نيز از طبيعت تأثير مىپذيرند و خود را چه به لحاظ رنگ و چه اندازه و ديگر شرايط زندگى ، هماهنگ و سازگار با طبيعت مىكنند و امام عليه السّلام نيز اين مطلب را بهتر از هركس ديگر مىداند و بارها در سخنان خود به آن اشاره كرده كه همانا مردم ، فرزندان دنيا هستند و هيچكس را بر دوستى مادرش ، نمىتوان سرزنش كرد . » « 1 » پس چگونه مىتوان ميان اين سخن و مطلبى كه در جاى ديگر نهج البلاغه گفته شده ، جمع كرد كه « همانا من شما را از دنيا مىترسانم زيرا در كام ، شيرين و در ديده انسان ، سبز و رنگارنگ است ، در شهوات و خواهشهاى نفسانى ، پوشيده شده و با نعمتهاى زودگذر ، دوستى مىورزد ، با متاع اندك ، زيبا جلوه مىكند و در لباس آرزوها خود را نشان مىدهد و با زينت غرور ، خود را مىآرايد . شادى آن دوام ندارد و كسى از
--> ( 1 ) . « النّاس أبناء الدّنيا و لا يلام الرّجل على حبّ أمّه » نهج البلاغه ، حكمت 303 .