محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

562

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

القواصى : اطراف . صفاتكم : نيرو و توانتان . ساختار ادبى جفاة : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هم جفاة » . ان يفقه : تاويل به مصدر مىرود و فاعل « ينبغى » قرار مىگيرد . شرح و تفسير ( جفاة طغام و عبيد أقزام جمعوا من كلّ أوب و تلقّطوا من كلّ شوب ) امام عليه السّلام در اينجا به نكوهش سپاهيان معاويه مىپردازد . آنان مجموعه‌اى از اراذل و اوباش بودند كه از هرجا گرد آمده و هيچ آگاهى دينى و سابقه جهاد و اخلاق نيكو نداشتند . ( ممّن ينبغي أن يفقّه و يؤدّب ) آنان حتى از احكام ضرورى دين نيز آگاه نبودند و بايد كسى آنان را از احكام و آداب اسلام آگاه مىساخت . ( و يولّى عليه ) برخى از آنان در حد سفيهانى بودند كه صلاحيت سرپرستى خويش را نيز نداشتند . ( و يؤخذ على يديه ) چنين كسانى حتى حق تصرف در اموال خود را نيز ندارند و بايد قيمى براى سرپرستى بر آنها تعيين شود . ( و لا من الّذين تبوّؤا الدّار ) منظور از « دار » در اينجا شهر مدينه است كه در آن زمان ، پايتخت اسلام بود . امام عليه السّلام مىگويد كه آنان حتى شهر مدينه را نيز در عمرشان نديده‌اند . ( و الإيمان ) دل‌هاى آنان به ايمان آباد نگشته و آنان به دستگيره ايمان دست نياويخته‌اند . سپاهيان معاويه به درستى چنين بودند و اگر اندكى دين و آگاهى داشتند ، با بزرگان نيكوكار صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جنگ نمىكردند . روايت شده كه دوهزار و هشتاد تن از صحابه مهاجر و انصار در