محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

553

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فراگير و راهى در پيش رويمان است و آخرين نفر از ما به نخستين نفر خواهد پيوست ، اندوه ما بر تو گران بود و اى ابراهيم ، ما بر تو بسى اندوهگين هستيم . » « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در موارد چندى ديده شده بود كه بر مرده‌اى گريسته يا اندوهگين شده بودند . همچنين آن حضرت از ترس خدا و به هنگام شنيدن قرآن از روى دلسوزى براى امتش مىگريست . ( و لكان الدّاء مماطلا ) اندوه فقدان تو از دل نمىرود . ( و الكمد محالفا ) اين بند عطف تفسير بر فقره قبلى است . ( و قلّا لك ) « غلّ » فعل ماضى است و الف ضمير تثنيه است . اين ضمير به « الداء مماطلا » و « الكمد محالفا » بازميگردد . معناى آن چنين است كه صبر و بردبارى در فقدان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بسيار كم گشته است . ( و لكنّه ما لا يملك ردّه و لا يستطاع دفعه . . . ) ضمير غايب به مرگ بازمىگردد . اين بند مىگويد كه مرگ امرى حتمى است و ناشكيبايى سودى ندارد . بنابراين صبر و بردبارى سزاوارتر و نيكوتر است . امام عليه السّلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « اگر شكيبا باشى تقدير الاهى بر تو جارى مىشود و تو پاداش خواهى گرفت ، و اگر بىتابى كنى ، باز هم تقدير الاهى بر تو جارى مىشود ، ولى گنهكارى . » « 2 »

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 2 / 84 و 85 ؛ كنز العمال : ح 40479 . ( 2 ) . « إن صبرت جرى عليك القدر و أنت مأجور ، و إن جزعت جرى عليك القدر و أنت مأزور » نهج البلاغه : حكمت 291 .