محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
525
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خطبه 229 درباره بيعت امام عليه السّلام « و بسطتم يدي فكففتها و مددتموها فقبضتها ثمّ تداككتم عليّ تداكّ الإبل الهيم على حياضها يوم وردها حتّى انقطعت النّعل و سقط الرّداء و وطئ الضّعيف و بلغ من سرور النّاس ببيعتهم إيّاي أن ابتهج بها الصّغير و هدج إليها الكبير و تحامل نحوها العليل و حسرت إليها الكعاب . » ترجمه دست مرا براى بيعت مىگشوديد و من مىبستم ، شما آن را به سوى خود مىكشيديد و من آن را مىگرفتم . سپس چونان شتران تشنه كه به طرف آبشخور هجوم مىآورند بر من هجوم آورديد ، تا آنكه بند كفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد و افراد ناتوان پايمال گرديدند . آنچنان مردم در بيعت با من خشنود بودند كه خردسالان شادمان و پيران براى بيعت كردن ، لرزان به راه افتادند ، و بيماران بر دوش خويشان سوار و دختران جوان بىنقاب ، به صحنه آمدند .