محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

520

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

چه بيشتر هدايت بخشيد و [ توفيق ] پرهيزگارىشان داد . » « 1 » ( و أحضرهم بالكفاية للمتوكلين عليك ) هركس به خدا توكل كند ، خدا او را از ديگران بىنياز مىسازد . ( تشاهدهم في سرائرهم و تطّلع عليهم في ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم فأسرارهم لك مكشوفة ) خداوند به خويشتن آنان بيش از خودشان آگاه است و چون آنان را برگزيدگانى پرهيزكار يافت نيكويى و احسان خود را نصيبشان گردانيد . ( و قلوبهم إليك ملهوفة ) هنگامى كه دل‌ها شيفته خداوند شوند ، اعضاى بدن به خواسته دل تمكين داده و اعمال آدمى از ناخالصى پاك مىشود ؛ زيرا قلب آدمى منبع و سرچشمه همه كارها و رفتارهاى او است . از اين‌رو خداوند طاعتش را به پرهيزكارى دل‌ها مربوط دانسته است : « و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [ حاكى ] از پاكى دلهاست . » « 2 » ( إن أوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك و إن صبّت عليهم المصائب . . . قضائك ) آنان كارهاى خود را در حالى انجام مىدهند كه به نظام حكيمانه جهان هستى ايمان دارند . آنان مىدانند كه همه‌چيز در جهان از كوچك‌ترين ذره تا كهكشان‌هاى بزرگ برپايه نظام و قانونى در حركت است و هر رخدادى را سبب و علتى است كه سرانجام به خداوند جهان بازمىگردد كه مبدا و مقصد همه پديده‌ها است . خداوند همه هستى را آفريد و نيروهاى فراوان در آن نهاد و همه‌چيز به فرمان او در گردش است . ازاين‌رو آنان تنها به او پناه برده و در سختىها و آسانىها به درگاهش نيايش مىكنند . ( اللّهمّ إن فههت عن مسألتي أو عميت عن طلبتي . . . ) امام عليه السّلام با خداى خود نيايش مىكند : خدايا تو

--> ( 1 ) . وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ محمد صلّى اللّه عليه و آله / 47 : 17 . ( 2 ) . وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ حج / 22 : 32 .