محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
513
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
صاروا إليه و ارتهنكم ذلك المضجع و ضمّكم ذلك المستودع فكيف بكم لو تناهت بكم الأمور و بعثرت القبور هنالك تبلوا كلّ نفس ما أسلفت و ردّوا إلى اللّه مولاهم الحقّ و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون . » ترجمه دنيا خانهاى است پوشيده از بلاها ، به حيله و نيرنگ شناخته شده ، نه حالات آن پايدار و نه مردم آن از سلامت برخوردارند ، داراى تحوّلات گوناگون ، و دورانهاى رنگارنگ ، زندگى در آن نكوهيده ، و امنيّت در آن نابود است . اهل دنيا همواره هدف تيرهاى بلا هستند كه با تيرهايش آنها را مىكوبيد ، و با مرگ آنها را نابود مىكند . اى بندگان خدا بدانيد ، شما و آنان كه در اين دنيا زندگى مىكنيد ، بر همان راهى مىرويد كه گذشتگان پيمودند آنان زندگانىشان از شما طولانىتر ، خانههاىشان آبادتر ، و آثارشان از شما بيشتر بود ، كه ناگهان صداهايشان خاموش ، و وزش بادها در سرزمينشان ساكت ، و اجسادشان پوسيده ، و سرزمينشان خالى ، و آثارشان ناپديد شد قصرهاى بلند و محكم و بساط عيش و بالشهاى نرم را به سنگها و آجرها ، و قبرهاى بههم چسبيده تبديل كردند : گورهايى كه بناى آن بر خرابى ، و با خاك ساخته شده است ، گورها بههم نزديك اما ساكنان آنها از هم دور و غريبند ، در وادى وحشتناك به ظاهر آرام امّا گرفتارند ، نه در جايى كه وطن گرفتند انس مىگيرند ، و نه با همسايگان ارتباطى دارند ، در صورتى كه با يكديگر نزديك ، و در كنار هم جاى دارند . چگونه يكديگر را ديدار كنند در حالىكه فرسودگى آنها را در هم كوبيده ، و سنگ و خاك آنان را در كام خود فرو برده است . شما هم راهى