محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
51
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شما همچون كسانى هستيد كه پيش از شما بدان جهان رهسپار شدند ، سپس بازگشتن به دنيا را خواستار شدند ، شما رهگذرانيد ، به راه افتاده ؛ و خانهاى را كه از آن شما نيست ، وانهاده . شما را گفتهاند اين خانه را واگذاريد و فرمودهاند از آن توشه برداريد ؛ و بدانيد ! كه اين پوست نازك ، بر آتش سوزان ، شكيبايى نيست ، پس بر خويشتن رحمت آريد ، شما [ توان ] خود را در مصيبتهاى اين جهان آزموديد ، آيا نديديد از خارى كه بر يكى از شما خلد ، چگونه زارى كند و يا به سر در افتادگى ، كه خونآلودش گرداند و يا ريگ تفته كه او را بسوزاند ؟ تا چه رسد كه ميان دو طبقه از آتش بود سوزان ، همخوابه او سنگ و همنشينش ، شيطان . آيا مىدانيد چون مالك بر آتش دوزخ خشم آرد ، برخى از آن برخى ديگر را خرد كند و يكديگر را كوبند ؛ و چون بانگ بر آن زند ، ميان درهاى دوزخ بر جهد از آزادى كه دارد ؛ اى پير سالخورده كه پيرى تو در راه يافته ، چگونهاى آنگاه كه طوقهاى از آتش تافته ، گرد گردنت افتد و غلهايى كه گردن و دستها را بههم فرو برد . چنانكه گوشت بازوها را بخورد ؟ پس خدا را خدا را ، اى گروه بندگان ! حال كه سالم و تندرستيد نه بيمار ، و در گشايش هستيد ، نه به تنگى دچار ، در گشودن گردنهاى خود بكوشيد ، پيش از آنكه در گرو است ، بگيرند [ و از شما توبه نپذيرند ] چشمهاى خود را به شب بيدار داريد ! و شكمهاى خويش را [ با اندك خوردن ] به لاغرى درآريد . قدمهاى خود را بهكار افكنيد و مالهاى خويش را [ در راه خدا ] هزينه كنيد . از تنهاتان بگيريد و به جانهاتان ببخشيد و در بخشيدن از اين بدان ، بخل مورزيد ، كه خداى سبحان گفته است : « اگر خدا را يارى كنيد ، شما را يارى مىكند و گامهاى شما را استوار مىدارد » و