محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
503
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كارها در راستاى اهدافش باشد و يا دستكم در تضاد با آنها نباشد . عقاد مىنويسد : « هريك از نيرنگهاى موفقيتآميز معاويه ، همراه با بخشش و هديهاى از سوى او به يارانش است . او در اين تجارت ، زيان نكرده و فريب نمىخورد . پايه نبوغ او در همين بخششها بود . ازاينرو بر نگين انگشترش نوشته بود : براى هر كارى پاداشى است » « 1 » پيش از اين نيز درباره سياست معاويه سخن گفته شد . « 2 » ( و اللّه لقد رأيت عقيلا و قد أملق حتّى استماحني . . . و لا أئنّ من لظى ) داستان امام عليه السّلام و برادرش عقيل براى همگان مشهور است . امام عليه السّلام در اين خطبه به اين ماجرا اشاره مىكند . همه نويسندگان در اشاره به اين ماجرا از استوارى و پايدارى امام عليه السّلام بر راه حق ياد كردهاند . عبد الكريم خطيب در اينباره مىنويسد : « عقيل برادر بزرگ على عليه السّلام است و رابطه برادرى آنها بسيار خوب و دوستانه است و هيچ مشكلى بين آن دو وجود ندارد . از اينروى عقيل نزد برادرش آمده و از او درخواست كمك مالى مىكند تا كمى از مشكلات زندگىاش بكاهد . . . امام عليه السّلام در آغاز به او خوشآمد گفته و از دليل آمدنش جويا مىشود . عقيل مىگويد كه بدهى زيادى دارد و براى يارى گرفتن از على عليه السّلام به نزدش آمده است . على عليه السّلام به او مىگويد : به خدا سوگند كه از اين اموال هيچ ندارم و تنها سهم من از بيت المال است كه آن را به هنگام تقسيم به تو خواهم داد . عقيل مىگويد : آيا واقعا فكر مىكنى من براى گرفتن سهم تو از بيت المال به اينجا آمدهام . امام عليه السّلام به او مىگويد : آيا مىخواهى با استفاده
--> ( 1 ) . نك : كتاب معاوية : 57 ، چاپ سال 1966 ؛ تاريخ دمشق ، ابن عساكر : 59 / 147 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه : 122 .