محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
486
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پس سستى دل را با استقامت درمان كن و خوابزدگى چشمانت را با بيدارى ، از ميان بردار و اطاعت خدا را بپذير ، و با ياد خدا انس گير ، و ياد آر كه تو از خدا روىگردانى و در همان لحظه او روى به تو دارد ، و تو را به عفو خويش مىخواند ، و با كرم خويش مىپوشاند در حالىكه تو از خدا بريده به غير او توجّه دارى پس چه نيرومند و بزرگوار است خدا و چه ناتوان و بى مقدارى تو ، كه بر عصيان او جرأت دارى ، در حالىكه تو را در پرتو نعمت خود قرار داده و در سايه رحمت او آرميدهاى ، نه بخشش خود را از تو گرفته و نه پرده اسرار تو را دريده است . بلكه چشم بر هم زدنى ، بىاحسان خدا زنده نبودى در حالىكه يا در نعمتهاى او غرق بودى ، يا از گناهان تو پرده پوشى شد ، و يا بلا و مصيبتى را از تو دور ساخته است ، پس چه فكر مىكنى اگر او را اطاعت كنى به خدا سوگند اگر اين رفتار ميان دو نفر كه در توانايى و قدرت برابر بودند ، وجود داشت [ و تو يكى از آن دو بودى ] تو نخستين كسى بودى كه خود را بر زشتى اخلاق ، و نادرستى كردار محكوم مىكردى . واژهشناسى ادحض : مبالغه در بطلان و نادرستى سخن يا انديشه . اقطع : دور تر . ابرح : خوشايندى . آنسك : تو را مانوس ساخته است . البلول : شفاى از بيمارى . الضاحى : هرچه آفتاب بر آن بتابد . يمض : به درد مىآورد .