محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

463

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جاى سرمه پر از خاك گرديده و زبان‌هايى كه با سرعت و فصاحت سخن مىگفتند پاره‌پاره شده ، قلب‌ها در سينه‌ها پس از بيدارى به خاموشى گراييده و در تمام اعضاى بدن ، پوسيدگى تازه‌اى آشكار شد و آنها را زشت گردانيده و راه آفت‌زدگى بر اجسادشان گشوده شده ، همه تسليم شده ، نه دستى براى دفاع ، و نه قلبى براى زارى دارند و آنان را مىبينى كه دل‌هاى خسته از اندوه و چشم‌هاى پر شده از خاشاك دارند ، و حالات اندوهناك آنها دگرگونى ايجاد نمىشود و سختىهاى آنان بر طرف نمىگردد . واژه‌شناسى العرا : جمع « عروة » به معناى دسته كوزه يا هر وسيله ديگر . الجديدان : شب و روز . السرمد : دائمى و بدون آغاز و پايان . المباءة : محل نزول و استقرار . العبر : مايه پند و اندرز . كلحت الوجوه : چهره‌ها درهم آميخته و برآشفته شد . خوت الاجسام : بدن‌ها فرسوده و ويران شد . الهوام : حشرات . عاث : فساد و تباهى كرد . سمجها : مشوه و زشتش ساخت . اقذاء العيون : هرچه كه در چشم افتاده به آن آسيب مىرساند .